پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧١ - ٥ خير و شر در روايات اسلامى
طوسى در شرح اينگونه روايات چنين نقل مىكند كه منظور از شر امورى است كه با طبع انسان ملائم نيست هرچند داراى مصلحت است.
سپس در توضيح آن از قول آن محقق مىافزايد: شرّ دو معنا دارد:
١. چيزى كه ملائم و هماهنگ با طبايع نيست، مانند حيوانات موذى.
٢. چيزى كه موجب فساد است و در آن مصلحتى وجود ندارد.
آنچه از خدا نفى مىشود شرّ به معناى دوم است، نه به معناى اوّل، سپس مىافزايد: فلاسفه معتقداند امور بر پنج قسم است: اشيائى كه تمامش خير است، كه صدور آن از خداوند واجب مىباشد، و اشيائى كه سراسر شرّ است كه صدور آن از خدا محال است، و اشيائى كه خير آن غالب است آن نيز صدورش از خدا ضرورى است و اشيائى كه شر آن غالب است يا خير و شرّش مساوى است، هيچيك از اين دو از خداوند صادر نمىشود، و آنچه از حيوانات موذى در عالم مىبينيم فوائد وجودى آنها بيش از شرّ آنها است (و به همين دليل آفريده شدهاند) [١]
بنابراين آفرينش شرّ از سوى خدا ممكن است اشاره به امورى باشد كه بعضاً مايه شرند، ولى در مجموع خير آنها غالب است.
سؤال ديگرى كه در ارتباط با اين روايت مطرح است اينكه مىفرمايد:
خداوند، خير و شرّ را بر دست گروههاى مختلفى از مردم جارى مىسازد، آيا اين مسأله بوى جبر نمىدهد؟ وانگهى چگونه ممكن است خالق حكيم، افرادى را
[١]. مرآت العقول، جلد دوم، صفحه ١٧١ (باب الخير و الشرّ حديث اول).