پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - ٢ دلايل حيات او
بعضى مسأله حفظ و نگهدارى ساير موجودات و عطاى تمام نيازمندهاى آنها را نيز جزءِ مفهوم «قيوم» شمردهاند كه البتّه اضافه بر آنچه در بالا گفته شد محسوب نمىشود.
مرحوم علامه طباطبائى در تفسير الميزان مىگويد: اسم «قيوم» ريشه تمام اسماءِ اضافيه (صفات فعل) خداوند است و خالقيّت و رازقيّت، ايجاد، اعاده وجود، زنده كردن، و ميراندن غفران و رحمت و غير آن را شامل مىشود. [١]
به اين ترتيب ذكر «يا حى يا قيوم» يكى از جامعترين اذكار الهى است، زيرا «حىّ» اشاره به عمدهترين صفات ذات يعنى علم و قدرت است و «قيوم» مجموعه صفات فعل را تشكيل مىدهد.
اين سخن را با حديث پر معنايى از على عليه السلام پايان مىدهيم:
«قالَ لَمَّا كانَ يَوْمُ بَدْرٍ جِئتُ انْظُرْ ما يَصْنَعُ النَّبى فَاذا هُوَ ساجِدٌ يَقُولُ يا حَىُّ يا قَيّومُ فَتردّدتُ مَرّاتٍ وَ هُوَ عَلى حالِه لا يَزيدُ عَلى ذلِكَ الى انْ فَتَحَ اللَّهُ لَه»: «روز جنگ بدر آمدم ببينم پيامبر صلى الله عليه و آله (در برابر آن همه دشمن) چه مىكند؟ ديدم سر به سجده گزارده و پيوسته مىگويد:" يا خىّ يا قيوم" رفتم و برگشتم و او را بر همان حال ديدم- پيوسته در سجده بود و ذكر «يا حى يا قيوم» مىگفت- تا خداوند پيروزى را نصيب او ساخت! [٢]
از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه اين ذكر شريف چه آثار و بركاتى دارد.
[١]. تفسير الميزان، جلد ٢، صفحه ٣٤٨.
[٢]. تفسير روحالبيان، جلد ١، صفحه ٤٠٠ (ذيل تفسير آية الكرسى، آيه ٢٥٥ سوره بقره).