پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - ٦ دستاويز مخالفان
١. در آيه ٥ سوره طه مىخوانيم: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى: «همان بخشنده اى كه بر عرش مسلّط است».
آنها چنين پنداشتهاند كه «عرش» تختى است بر فراز آسمانها، و خداوند روى آن نشسته، و به ملائكه فرمان مىدهد!
غافل از اينكه اين يك تعبير كنائى است، كه در بسيارى از سخنان روزمرّه نيز به كار مىرود و كنايه از سلطه و قدرت است.
توضيح اينكه: پادشاهان در گذشته داراى دو نوع تخت بودند: تخت بلند كه عرب آن را «عرش» مىنامد، و در روزهاى خاصى كه جنبه رسمى و عمومى داشت، شاه بر آن تخت مىنشست.
و تخت كوتاه كه در مواقع عادى و همه روز كه به محل كار خود مىآمد بر آن مىنشست و حكمرانى و تدبير امور مملكت مىنمود و عرب به آن «كرسى» مىگويد.
كم كم كلمه «عرش» و «كرسى» به عنوان دو سمبل و دو كنايه براى قدرت درآمد، اين معنا در تعبيرات زير به خوبى ديده مىشود:
فلان شخص از تخت فرو كشيدند، يعنى او را از قدرت پايين آوردند.
«فُلانٌ ثُلَّ عَرْشُهُ»: «فلان كس تختش فرو ريخت» يعنى حكومتش پايان يافت. فلان حادثه پايههاى تخت فلان حكم ران را به لرزه درآورد، يعنى قدرتش را متزلزل ساخت ... و امثال اين تعبيرات.
بنابراين، عرش خداوند، به معناى عالم بالا، و كرسى به معناى عالم پائين