پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - ٣ دو يادآورى لازم
٢. بعضى در تعريف حسن و قبح و تشخيص موارد و مصاديق آن توافق ميان عقلاء را شرط دانستهاند، و گفتهاند: حسن چيزى است كه عقلا توافق بر مدح فاعل آن داشته باشند، و قبح چيزى است كه عقلا متّفق بر مذمت او باشند.
در حالى كه اين يك اشتباه است موافقت عقلا در يك امر مربوط به قوانين قراردادى و به اصطلاح تشريعى است، مثل اينكه عقلاى جهان اصل مالكيّت را همگى قبول دارند- هرچند در حد و حدود و مصداق آن مختلفند- امّا امورى كه جنبه قراردادى ندارد بلكه جنبه عينى و تكوينى دارد معيار در آن، درك هر انسانى است.
آيا در تشخيص زيبايى گل و يك شعر بلند و عالى كسى منتظر توافق عقلاى جهان مىنشيند؟!
همچنين در مسأله درك حسن و قبح احسان و ظلم، هيچ نيازى به اين نيست كه در انتظار توافق عقلاء و قضاوت عمومى آنها بنشينيم، اين مطلبى است كه آن را ما باصراحت وجدان درك مىكنيم، مانند ساير ادراكات ما در مورد زشتىها و زيبائىها.
البتّه ممكن است افراد در تشخيص حسن و قبح در بعضى از موارد وحدت عقيده داشته باشند و در بعضى از موارد اختلاف نظر، ولى اين منحصر به مسأله حسن و قبح نيست، در تمام امورى كه عقل حاكم به آن است اين تفاوت ديده مىشود.
ممكن است يك استدلال عقلى مورد قبول همه عقلاء باشد و استدلال