پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - صفات فعل
كمال است، و از آنجا كه اين كار با مفاهيم ديگرى مانند اصلاح و تدبير مالكيت حكومت سيادت تعليم و تغذيه همراه است به هريك از اين مفاهيم نيز اطلاق شده است. در لسان العرب مىخوانيم كه ربّ علاوه بر اينكه بر ذات پاك خداوند اطلاق مىشود به معناى مالك، آقا، مدبّر، مربىّ، قيّم و منعم نيز آمده است.
در مصباح كفعمى نيز مىخوانيم كه «ربّ» در اصل به معناى تربيت و سوق تدريجى چيزى به سوى كمال است، سپس اين معناى مصدرى به عنوان مبالغه در معناى وصفى به كار رفته است، بعداً چهار قول درباره مفهوم اصلى آن ذكر مىكند: مالك، آقا، مدبّر، و مربّى، و به ترتيب از مثالهاى «ربّ الدار، امّا احَدُ كُما فَيَسقِى رَبَّهُ خَمْراً»، و «ربّانيون» و «ربائب» به معناى فرزند زوجه از همسر ديگر استفاده مىكند.
ولى به نظر مىرسد كه همه اين معانى لازمه همان مفهوم تربيت و پرورش است.
از مجموع آنچه در بالا آمد روشن شد كه صفات پنجگانه ملك و مالك و حاكم و حكيم و رب كه همه از صفات فعلاند- جز حكيم كه هم به عنوان صفت فعل و هم به عنوان صفت ذات مانند عالم ممكن است تفسير شود- مفاهيمى نزديك به هم دارند و تقريباً لازم و ملزوم يكديگراند.
ربوبيت خداوند از مالكيت و حاكميت او جدا نيست، و مالكيت و حاكميت او آميخته با ربوبيت او است.