پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - صفات فعل
مىگويند كه نيروى باز دارندهاى در مقابل كارهاى خلاف دارد.
توصيف خداوند به اين صفت به خاطر آن است كه همه موجودات را چه در عالم تكوين و چه در عالم تشريع از خلافكارى باز مىدارد و نهى مىكند. واژه حكيم از آن نظر كه حكايت از علم خدا مىكند جزء صفات ذات است و از آن نظر كه اشاره به آفرينش موجودات براساس نظم خاص، و تشريع قوانين براساس مصالح كامل و متقن دارد، جزء صفات فعل محسوب مىشود (دقّت كنيد).
در كتاب التحقيق آمده است كه فرق بين حاكِمْ و حَكيمْ و حَكَمْ به خاطر تفاوتهايى است كه از هيئت اشتقاق آنها حاصل مىشود: «حكيم» به معناى كسى است كه «حكم» براى او ثابت است، و حاكم كسى است كه «حكم از او صادر مىشود و «حكم» همين معنا را توأم با ثبات بيشترى بيان مىكند.
ابن اثير در نهاية مىگويد: حَكَم و حكيم در نامهاى خداوند به معناى حاكم است، سپس براى آن چند معناى ذكر مىكند: كسى كه اشياء را به نحو احسن ايجاد مىكند، كسى كه از افضل اشياء به بهترين وجهى آگاه است، كسى كه از كارهاى خلاف- مخصوصاً ظلم و ستم- جلوگيرى مىكند.
«ربّ» چنانكه قبلًا هم اشاره كردهايم داراى يك مفهوم اصلى و يك سلسله لوازم و شاخ و برگهاى بسيار است، و به همين دليل موارد استعمال بسيارى دارد.
مفهوم اصلى آن چنانكه در مفردات آمده تربيت كردن و سوق دادن به سوى