پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - دلايل قدرت بىپايان پروردگار
آنها براى اثبات قاعده فوق به مسأله سنخيت ميان علّت و معلول تكيه مىكنند، و مىگويند: اگر سنخيت ميان علّت و معلول لازم نباشد هر موجودى مىتواند علّت براى هر معلولى شود، ولى مسأله لزوم سنخيّت مانع از اين مطلب است، و هنگامى كه سنخيت ميان علّت و معلول را پذيرفتيم بايد قبول كنيم علّتى كه از هر نظر واحد و يگانه است بايد يك معلول بيشتر نداشته باشد (دقّت كنيد). [١]
پاسخ اين گروه را از چند طريق مىتوان داد:
١. به فرض كه اين استدلال و نتيجهگيرى را بپذيريم، مفهوم آن محدود شدن قدرت خداوند نيست؛ بلكه او قدرت بر همه چيز دارد، منتها نسبت به عقل اول بلاواسطه است و نسبت به موجودات ديگر با واسطه، و اين هر دو مقدور حساب مىشود، چه تفاوت مىكند بين اينكه انسان چيزى را با دست خودش انجام دهد، يا با ابزار و كارخانهاى كه خود ساخته، در هر حال فعل، فعل او است.
٢. آنچه درباره قاعده «الواحد لا يصدر منه الّا الواحد» گفته شده طبق تصريح گروهى از محققان در مورد فاعل مختار صحيح نيست.
لذا مرحوم علامه حلّى در كشف المراد مسأله را به صورت يك امر مسلم مطرح كرده و مىگويد: فاعل اگر مختار بوده باشد جائز است كه آثارش متعدّد باشد هرچند خودش يكى است، و اگر فاعل موجب (بىاختيار) باشد بيشتر دانشمندان معتقداند كه معلول او نمىتواند متعدّد باشد» المُؤثِرُ انْ كانَ مختاراً
[١]. تلخيص از نهاية الحكمة، صفحه ١٦٦.