پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠ - ٢ منطق طرفداران رؤيت
مكانى او را در برمىگيرد، و نه مىتوان به او اشاره حسّى كرد.
٢. منطق طرفداران رؤيت
مسلمانان در مسأله رؤيت خداوند به سه گروه تقسيم شدهاند:
گروه اول كه فلاسفه بزرگ و محققان جزء آنها هستند، بر اين عقيدهاند كه رؤيت پروردگار مطلقاً محال است.
گروه دوم مجسمهاند كه معتقداند خداوند جسم دارد، و بنابراين قابل رؤيت است.
گروه سوم اشاعره هستند كه پيروان ابوالحسن اشعرى [١] يكى از متلكمان قرن سوم مىباشند آنها در اينجا سخن عجيبى دارند، مىگويند خداوند در عين اينكه مجرّد از ماده و جسميّت است قابل رؤيت مىباشد، اين رؤيت تنها در آخرت صورت مىگيرد، نه در دنيا، در آنجا مؤمنان خدا را با همين چشم مادى مشاهده مىكنند!
فاضل قوشچى در شرح تجريد العقائد خواجه طوسى چنين مىگويد:
[١]. نام او على بن اسماعيل بود، و نسبش به ابوموسى اشعرى مىرسد، او در سال ٢٦٠ يا ٢٧٠ در بصرهمتولّد شد، و در آغاز تمايل به مبانى مذهب اعتزال داشت، سپس از اعتقاد به عدل خداوند و مخلوق بودن قرآن برگشت، و در اصول دين مذهب جديدى ابداع كرد كه به ذهن عامه نزديكتر و در مذاق متعصبان خوشتر بود، از اين رو بسيارى راه او را گرفتند، و جمعى از علماء مانند غزالى و ابوبكر باقلانى و فخر رازى و شهرستانى و ابواسحاق شيرازى به يارى طريق او برخاستند، و بعضى از ارباب حكومت كه دين را دستاويز پيشرفت مقاصد سياسى خود مىكردند مانند ايوبيان مصر و شام و موحدين مغرب به ترويج عقائد او برخاستند. (دائره المعارف دهخدا ابوالحسن اشعرى- با كمى تلخيص).