پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ٢ منطق طرفداران رؤيت
غائب و چيزهايى كه حضور ندارند باشد! حتّى ممكن است شخصى اعمى (نابينا) چيزهايى را كه با او فاصله زياد مكانى دارند ببيند، مثلًا عماراتى را كه در اندلس وجود دارد از اين سوى جهان مشاهده كند!! [١]
اين تعبيرات به خوبى نشان مىدهد كه آنها با الفاظ بازى مىكنند و براى رؤيت مفهومى جز آنچه در عرف و لغت وجود دارد قائلاند.
اگر منظور آنها از رؤيت، رؤيت با چشم دل و اداراك عقل باشد اين چيزى است كه مورد اتفاق همه دانشمندان است و نيازى به جر و بحث ندارد.
و اگر منظور ديدن با چشم ظاهر است، اين معنا جز از طريق انعكاس بر شبكيّه چشم مفهومى ندارد.
و اگر قسم سومى ادعا دارند، ادعايى است مبهم و نامعقول و مطلبى است غير قابل تصوّر، و مىدانيم تصديق بلا تصوّر محال است.
ظاهراً اشاعره وقتى در مسأله رؤيت در تنگنا قرار گرفتهاند تدريجاً از ادعاى خود فاصله پيدا كرده، و به جايى رسيدهاند كه فقط لفظ رؤيت خدا را به كار مىبرند، بىآنكه مفهومى جز مشاهده با چشم عقل داشته باشد، زيرا وقتى مىگوئيم رؤيت خداوند خالى از مكان و جهت و انعكاس صورت مرئى در چشم مىباشد، و اينگونه رؤيت حتّى براى نابينا نيز ممكن است چيزى جز رؤيت باطنى و قلبى نخواهد بود.
عجب اينكه بعضى از آنها مسأله را به تعبيرات مبهمترى حواله داده و گفتهاند
[١]. شرح قوشچى، صفحه ٤٣٥ و ٤٣٦.