فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٧
عالم و عدم نقض يقين به شك ـ داخل مىشود. اين معناى عرف به معنايى كه براى بناى عقلا ذكر كردهاند بسيار نزديك است؛ حتى برخى گفتهاند: ميان اين دو تقابل نيست (٢٨)؛ زيرا اين معنا عبارت است از روش برخورد عموم مردم در برابر حادثهاى معيّن كه همه مردم در هر زمان و مكانى در آن برابرند.
گاهى از عرف عام به «عرف همه زمانها و مكانها (٢٩)ياد مىشود. هر چند گاهى از عرف عام، عرف بلد اراده مىشود، در برابر برخى عُرفها كه دايرهاش كوچكتر است ؛ مانند عرف طايفهاى از طوايف شهر يا محلّهاى از محلههاى آن ؛ توضيح بيشتر اين مطالب در مباحث بعدى مىآيد.
عرف خاص عبارت است از عرفى در كه گروهى از مردم كه در زمان يا مكان يا شُغل و يا صنعت خاصى با هم مشترك هستند؛ مانند عرفهاى رايج در شهر يا منطقه يا شغل و يا صنعت خاص. گاهى از عرف خاص به «عادت» تعبير مىشود.
لازم به ذكر است كه تداخل معناى عرف عام و خاص و اطلاق عرف عام بر برخى مصاديق خاص كه گاهى رخ مىدهد، سبب پيچيدگى و روشن نبودن معناى عرف مىگردد و معلوم نمىشود كه آيا عرف عام اراده شده يا عرف خاص، توضيح مطلب در بحث دوران امر ميان عرف عام و عرف خاص خواهد آمد.
٢. عرف حادث، مقارن و متأخّر
عرف حادث عرفى كه پس از ظهور اسلام و تشريع احكام پديد آمده است.
عرف مقارن عبارت است از عرف هم زمان با حدوث چيز ديگر؛ مثل همراه بودن عرف با معاملهاى كه در روشن ساختن معناى آن معامله مؤثر است.
عرف متأخّر عبارت است از عرف متأخّر از حدوث چيزى؛ مانند تأخّر آن از معاملهاى كه در اين صورت عرف در تبيين و توضيح معناى آن معامله مؤثّر نيست.
(٢٨) فوائد الاُصول ، ج٣، ص١٩١.
(٢٩) جواهر الكلام، ج١، ص١٨٩.