علاوه بر اين بايد اضافه كرد مشكلى كه در باب تعويض امانت پول مطرح است، بنابراين نظريه قابل جواب نيست. (5) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ش7، ص40. در ردّ نظريه سوم مى‌توان گفت كه اصطلاح مثلى و قيمى منشأ روايى ندارد)بنابراين به صرف اين كه فقيهان اين تقسيم بندى را در مورد كالاهايى كه ارزش ذاتى دارند به كار برده‌اند، دليل بر اين نمى‌شود كه پول از اين تقسيم بندى خارج است، بلكه بايد همان طور كه در مبناى مثلى و قيمى به عرف مراجعه مى‌كنيم در گستره مفهومى آن نيز به عرف مراجعه نماييم و قضاوت عرف، مثلى بودن اسكناس است چرا كه تعريف مثلى را بر پول هم كه ارزش اعتبارى دارد صادق مى‌داند. (6) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ص7، ص22، عبارت جهت اِيضاح، نقل به معنى شده است. "> علاوه بر اين بايد اضافه كرد مشكلى كه در باب تعويض امانت پول مطرح است، بنابراين نظريه قابل جواب نيست. (5) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ش7، ص40. در ردّ نظريه سوم مى‌توان گفت كه اصطلاح مثلى و قيمى منشأ روايى ندارد)بنابراين به صرف اين كه فقيهان اين تقسيم بندى را در مورد كالاهايى كه ارزش ذاتى دارند به كار برده‌اند، دليل بر اين نمى‌شود كه پول از اين تقسيم بندى خارج است، بلكه بايد همان طور كه در مبناى مثلى و قيمى به عرف مراجعه مى‌كنيم در گستره مفهومى آن نيز به عرف مراجعه نماييم و قضاوت عرف، مثلى بودن اسكناس است چرا كه تعريف مثلى را بر پول هم كه ارزش اعتبارى دارد صادق مى‌داند. (6) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ص7، ص22، عبارت جهت اِيضاح، نقل به معنى شده است. "> علاوه بر اين بايد اضافه كرد مشكلى كه در باب تعويض امانت پول مطرح است، بنابراين نظريه قابل جواب نيست. (5) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ش7، ص40. در ردّ نظريه سوم مى‌توان گفت كه اصطلاح مثلى و قيمى منشأ روايى ندارد)بنابراين به صرف اين كه فقيهان اين تقسيم بندى را در مورد كالاهايى كه ارزش ذاتى دارند به كار برده‌اند، دليل بر اين نمى‌شود كه پول از اين تقسيم بندى خارج است، بلكه بايد همان طور كه در مبناى مثلى و قيمى به عرف مراجعه مى‌كنيم در گستره مفهومى آن نيز به عرف مراجعه نماييم و قضاوت عرف، مثلى بودن اسكناس است چرا كه تعريف مثلى را بر پول هم كه ارزش اعتبارى دارد صادق مى‌داند. (6) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ص7، ص22، عبارت جهت اِيضاح، نقل به معنى شده است. ">
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٢ - نظريه جبران كاهش ارزش پول سيد محسن سعيدى

سيد محمد باقر صدر(ره) است. (٤)

نظريّه سوم:اين كه پول نه مثلى است و نه قيمى ؛ هر چند «مال» به شمار مى‌رود. زيرا ضابطه مثلى و قيمى كه فقيهان بيان مى‌كنند مربوط به اموال و كالاهايى است كه ارزش ذاتى دارند... ولى اسكناس كه صرفاً يك مال اعتبارى است اين تقسيم در او راه ندارد و به تعبير اصطلاحى، پول تخصصاً و موضوعاً از بحث قيمى و مثلى خارج است؛ چون امروز كسى پول را كالا نمى‌نامد، بلكه آن را فقط نشانه قدرت خريد به حساب مى‌آورد نه چيز ديگر. (٥)

نظريه چهارم:نظريه تفصيل است؛ يعنى اين كه پول را در دو عرصه مى‌توان ارزيابى كرد: يكى در عرصه افراد عرضى؛ يعنى پولى كه در زمان واحد مورد محاسبه قرار مى‌گيرد؛ اين پول مثلى است.

ديگرى در عرصه افراد طولى يعنى در دو زمان نسبتاً طولانى كه ارزش مالى آن دو بسيار متفاوت باشد؛ در اين عرصه پول قيمى محسوب مى‌گردد. (٦)


(٤) پول در نگاه اقتصاد و فقه، ص ٢٦. در ردّ اين قول گفته شده كه ويژگى ياد شده (اين كه مثل اموال تجارى تنها به ماليّت پول توجه مى‌شود) همچون انگيزه است و سامانمند نيست و چنين انگيزه‌اى عرفاً با مثلى بودن شى‌ء منافات ندارد (مجله فقه اهل بيت (ع)، سال اوّل، ش ٢ ،ص ٥٨، به نقل از آيت اللّه‌ هاشمى شاهرودى)">علاوه بر اين بايد اضافه كرد مشكلى كه در باب تعويض امانت پول مطرح است، بنابراين نظريه قابل جواب نيست.
(٥) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ش٧، ص٤٠. در ردّ نظريه سوم مى‌توان گفت كه اصطلاح مثلى و قيمى منشأ روايى ندارد)بنابراين به صرف اين كه فقيهان اين تقسيم بندى را در مورد كالاهايى كه ارزش ذاتى دارند به كار برده‌اند، دليل بر اين نمى‌شود كه پول از اين تقسيم بندى خارج است، بلكه بايد همان طور كه در مبناى مثلى و قيمى به عرف مراجعه مى‌كنيم در گستره مفهومى آن نيز به عرف مراجعه نماييم و قضاوت عرف، مثلى بودن اسكناس است چرا كه تعريف مثلى را بر پول هم كه ارزش اعتبارى دارد صادق مى‌داند.
(٦) مجله فقه اهل بيت (ع)، سال دوم، ص٧، ص٢٢، عبارت جهت اِيضاح، نقل به معنى شده است.