فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
حال سؤال اين است با توجه به اين كه برخى كه شروع ماه هلالى را همان خروج از محاق مىدانند شما چگونه مسئله تحديد را در اين رابطه مطرح مىكنيد؟ به عبارت ديگر، با توجه به اين قول اصلاً تحديد هيچ معنايى ندارد تا بتوانيد نتيجه بگيريد كه ابزار جايگزين او نمىشود. بنابراين با كمى دقت روشن مىشود كه اوّلاً مطلب ما فقط يك سؤال است نه ادعا و ثانياً: با اندكى دقت ارتباط آن مشخص مىشود.
ثانياً: اين كه فرمودهايد: «درست به همين دليل احدى از فقها خروج ماه از محاق را مبدأ قمرى شرعى نمىداند»؛ بايد بيان شود كسانى كه خروج از محاق را معتبر نمىدانند به هيچ وجه به اين نكته توجه نكردهاند تا به آن استدلال كنند.
١٩. در ص٢٢٨:در پاسخ به مطلب چهارم آوردهايد: «البته بنده چنين سخنى نگفتهام؛ مدّعاى بنده...».
عجيب است كه ظاهراً مدعاى شما درست براى خودتان هم روشن نيست. آيا خروج از محاق به اندازهاى كه امكان و قابليت رؤيت داشته باشد، عين اين مطلب كه رؤيت طريق است براى قابليّة الهلال للروية نيست؟ اگر نيست فرق را بيان نماييد. به نظر ما جز تغيير در تعبير هيچ تفاوت جوهرى وجود ندارد. آنگاه با همين تصريح خود تان كه رؤيت طريق است براى قابلية الهلال للروية كه رؤيت را در ذوالطريق اخذ نمودهايد، ترديدى نيست كه مصادره به مطلوب است؛ يعنى از شما پرسيده مىشود كه چرا رؤيت با چشم مسلّح كافى نيست؟ مىفرماييد چون غايت امكان رؤيت و قابليت رؤيت با چشم معمولى است. آيا اين مصادره به مطلوب وعود به مدّعى نيست؟!!!
در ضمن، اين كه مجدداً آوردهايد ذوالطريق نمىتواند هر دو موضوع باشد جوابش را داديم.
٢٠. ص ٢٢٩:«آيا هلالى است كه با چشم عادى قابل رؤيت است يا مسلّح يا اعمّ از آن؟»
مقصود همان اعمّ است، يعنى هلالى ملاك است كه يا با چشم عادى و يا با چشم مسلّح قابل رؤيت باشد اما همان طور كه پيشتر توضيح داديم اين نه به معناى ترديد در