فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٣ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
گاه ادعا نمىشود كه شارع يك روز را براى يك شخص هم اوّل ماه قرار داده است و هم قرار نداده است. ما ادعا نمىكنيم كه اگر كسى به دلخواه خود از ابزار استفاده كند همان ملاك است، بلكه مىگوييم اگر كسى در غروب يك روز يقين كند كه چنانچه از ابزارهم استفاده كند ماه رؤيت خواهد شد، همين امر كفايت مىكند. اگر مكلف از ابزار استفاده نكند و غروب جمعه را ـ مثلاً ـ با چشم عادى نبيند در صورتى روز شنبه براى او اوّل ماه خواهد بود كه به امكان رؤيت از طريق ابزار علم نداشته باشد. به عبارت ديگر رؤيت با ابزار از اين جهت نيز مانند رؤيت با چشم عادى است؛ همان طور كه در اين مورد علم كفايت مىكند، در مورد ابزار هم همين طور است. اما اين كه گفتهايد: «لازمه سخن عدم اعتبار رؤيت با چشم عادى است» علاوه بر اين كه البته بديهى البطلان است، اصلاً و ابداً چنين لازمهاى از آن مطلب استفاده و بلكه توهّم هم نمىشود. زيرا اگر بگوييم چنانچه [هلال]در غروب جمعه با ابزار رؤيت شود يا به رؤيت از طريق ابزار علم پيدا شود ـ ولو اين كه بالفعل از آن استفاده نگردد ـ در هر دو فرض روز بعد اوّل ماه خواهد بود و توهّم اين مطلب لازم نمىآيد كه اين امر مستلزم نفى اعتبار با چشم عادى است.
اوّلاً: آن مقدارى كه در اصول بيان شده است چنانچه تقابل بين اطلاق و تقييد، عدم و ملكه باشد در موردى كه تقييد محال است در آن مورد اطلاق هم محال خواهد بود و اين كه برخى تمسك به اطلاق هيأت را از اين جهت مردود مىدانند البته در جاى خود مناقشاتى در اين بحث و مبنا وجود دارد؛ اما با قطع نظر از اين مورد ديگر استحاله در مورد اطلاق صحت ندارد. آرى در مواردى به دليل وجود برخى از توالى فاسد مىتوانيد عدم اراده اطلاق را تعبير نماييد ولى اين به معناى استحاله ثبوتى اطلاق نيست.
در پاسخ مطلب دوم هم آوردهايد كه نمىتوان گفت شارع در چنين امر مهمى به مجرّد اطلاق اكتفا كرده است. بايد در جواب عرض شود كه اعتماد بر اطلاق يك امر مسلّم عقلايى است و چه بسا در مسئله مهمترى شارع مقدس به همين روش عقلايى اعتماد كرده باشد. نكته ديگر آن كه اين مطلب روشن است كه اگر شارع خصوص هر كدام ـ چه مسلح و چه غير مسلح ـ را معتبر بداند بايد قرينهاى بر آن اقامه كند؛ حال كه قرينهاى ذكر نشده است بايد به اطلاق تمسك كرد. اين مطلب از واضحات ابتدايى اصول است.
١٨. ص ٢٢٨: در پاسخ به مطلب سوم: «اين ادعايى است بى دليل...» .
اوّلاً: در اين مطلب ادعايى صورت نگرفته بلكه سؤالى مطرح شده است. پيش از بيان سؤال مىگوييم: قائلين به مسئله طريقيت، در معناى موضوعيت ـ كه رؤيت را به مسئله حد ترخص تشبيه و تنظير نمودهاند ـ گفتهاند: همان طور كه در حد ترخّص ابزار جايگزين نمىشود در رؤيت هلال هم همين طور است.