فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٨ - عيوب موجب فسخ نكاح محمد يزدى
١. محمد بن يعقوب عن أبي على الأشعري عن محمد بن عبدالجبار عن صفوان بن يحيى عن عبدالرحمن بن أبي عبداللّه عن أبي عبداللّه(ع)، قال:
عبدالرحمن بن ابى عبداللّه از امام صادق(ع) نقل كرده كه فرمود:
عقد نكاح زن با يكى از عيوب چهارگانه برص و جذام و جنون و قرن فسخ مىشود. قرن همان عفل است. جواز ردّ تا وقتى است كه با زن آميزش نكند اما اگر با زن آميزش كرد، مرد حق ردّ ندارد و نكاح زن فسخ نمىشود.
معلوم است كه سقوط حق ردّ در صورت آميزش با زن بعد از علم به عيب محقّق مىشود. پس اگر جهل به عيب داشت و پس از نزديكى با زن دانست كه در وى قرن و عفل هست، حق ردّ دارد.
(٥) ماده «عمى» دارالمشرق، بيروت، ص ٥٣٠.
(٦) عرج: عَرَجَ يَعْرِجُ و يَعْرُجُ عُرُوجاً و مَعْرجاً: أصابه شيءٌ في رجله فمشى مشيةً غير متساوية فكان يميل جسده خطوةً إلى اليمين و خُطوة إلى الشمال، فهو أعرج جمع عُرْج و عُرجان؛ «عَرَجَ» مضارع آن يَعْرجُ و يَعْرُجُ آمده و عَرَجَ عُرُوجاً و مَعْرجاً يعنى چيزى به پايش اصابت كرد و لنگان شد، پس راه رفتنش راست نيست؛ كج راه مىرود، بدنش را يك قدم به طرف راست و قدمى ديگر به طرف چپ خم مىكند، گويند در اين صورت او أعرج است و جمع آن عُرْج و عُرْجان آمده، مؤنث آن عرجاء است. المنجد في اللغة، ص ٤٩٤.(مترجم)
(٧) وسائل الشيعه، ج١٤، باب ١ از ابواب العيوب و التدليس، حديث١. شيخ طوسى آن را به اسناد از محمد بن يعقوب روايت كرده است. تهذيب، ج٧، ص٤٢٧ و نيز شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه، ج٣، ص٤٣٢، حديث ٤٤٩٥، به اسناد خويش از صفوان بن يحيى نقل كرده است.