فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
«
دعوا و خصومت نوعى گيرودار و ماجراجويى است و من خوش ندارم در چنين كارى وارد شوم».
«قُحمْ» چنان كه در لغت است، ورود و اقدام به كارى است، بى آن كه شناختى در آن باره وجود داشته باشد، يا پيش از آن كه خير و شرّش معلوم باشد، كه منافات شأن و مقام قاضى است. اگر امام(ع) دعوى را خوش نداشت، به سبب حفظ شأن مقام الهى بود، نه اين كه تكبر و غرور داشته باشد، وى ابو تراب ـ خاك نشين ـ بود البته استدلال به اين عمل امام(ع) تمام نيست؛ زيرا اولاً: اجتناب امام از طرح دعوا در محكمه به واسطه مقام ولايت و حكومت ايشان بود نه مقام قضاوت، البته اگر قضيه در زمان خلافت ايشان باشد. عزت نفس شريف ايشان مانع از آن مىشد كه در مرافعهاى، كنار خصم در دادگاه حضور يابد. ثانياً: ايشان اين عمل را انجام داد، يعنى به همراه خصم در محضر قاضى حضور يافت با اين كه امام و خليفه بود. ظاهراً در همين مورد بود كه امام به رفتار قاضى اعتراض كرد و فرمود:
«
چون مساوات ميان خصوم را رعايت نكردى! مرا از روى احترام، با كنيه صدا كردى و خصمم را از روى استحفاف، با نام صدا زدى، اين كار را با قصد انجام دادى يا بدون قصد، فرقى ندارد.
صاحب جواهر مىگويد:
«عمل امام(ع) و پيامبر(ص)، براى بيان احكام شرعى بوده كه قاضى در آن مورد اشتباه كرده يا به خاطر مصالح ديگرى بوده است».
اگر مقصود صاحب جواهر، مقام ولايى پيامبر و امام است، چنان كه از ظاهر امر و صراحت بيان خطاى قاضى در احكام شرعى بر مىآيد، سخنى كامل است اما ربطى به
(٥٢) قُحمْ ـ به ضمّ ـ امر شاق و سخت را گويند.
(٥٣) نهج البلاغه صبحى صالح، ص٥١٧، ش٣.