فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦١ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
بهتر است قاضى و والى براى سكونت شخصى جايى را برگزينند كه با شئون شخصى و ادارى شان هماهنگ باشد، به ويژه در زمان ما كه شهرها و مناطق پيشرفته و مجهز به وسايل و امكانات ويژه است، بدان حد كه نيازمند چيزى نباشند و لازم نباشد ديگران نيازشان را فراهم كنند، به خصوص در مورد مسائل امنيتى و حمايتى و مانند آن. حتى گاهى لازم است قاضى و والى در مركز شهر نبوده و مخفيانه زندگى كنند، به گونهاى كه كسى نداند در كجا زندگى مىكنند. با اين حال، لازم است دارالأماره [= استاندارى ] و دارالقضاء [= دادگسترى و دادگاه] در مركز شهر باشد. دليلش ظاهر است: مراعات حال مراجعان و طرفين دعوى، به ويژه در زمان ما كه شهرها بزرگند و مناطق گستردهاند تا آن اندازه كه بر حسب جمعيت يا نياز و ارائه خدمات يا جرايم(مناطق جرم خيز) و... شهرها را منطقه بندى مىكنند و در هر ناحيه و منطقهاى، مقرّ و ساختمانى را براى مسئولان و قاضى قرار مىدهند، تا مردمى كه در آن مناطق زندگى مىكنند، مراجعه برايشان آسان گردد.
اعتبار شرط دوم نيز عقلايى بود و خِرد آن را مىپسندد، بى آن كه استحباب شرعى تعبدى داشته باشد، مگر اين كه بگوييم: اين شرط از اطلاق ادله لزوم رعايت مساوات بين خصوم ـ كه صاحب مسالك بدان اشاره دارد ـ بر مىآيد. پس درست آن است كه شرط دوم
(٨) همان.