فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
موضوعى براى حيرت باقى نمىنماند. اين قراين نشان مىدهد كه دستور پيامبر به ندا سردادن، همان فرمان دادن به گفتن اذان مشروع بوده است (٣٣) .
وجوه چهارگانهاى كه گذشت مربوط به محتواى احاديث ياد شده بود و براى سلب اعتماد از آنها كفايت مىكند. اينك به بررسى اسناد اين روايات مىپردازيم و خواهيم گفت كه يا اسناد آنها به پيامبر اكرم(ص) نمىرسد و يا اگر مىرسد، سلسله سند، مشتمل بر فردى مجهول يا مجروح يا ضعيف و متروك است.
ابن عبدالبرّ در مورد او گفته است: مجهول است و به روايت او استناد نمىشود. (٣٤)
جمال الدين مزّى چنين اظهار نظر كرده است:
اين روايات(يعنى آنچه او در باره موضوع رؤيت هلال و اذان، روايت كرده است) همه آن چيزى است كه از اين شخص در كتب حديث وجود دارد. (٣٥)
(٣٣) شرف الدين، النص و الاجتهاد، ص١٣٧.
(٣٤) ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج١٢، ص١٨٨، شماره ٨٦٧.
(٣٥) جمال الدين مزى، تهذيب الكمال، ج٣٤، ص١٤٢، شماره ٧٥٤٥.