فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦١ - پژوهشى درباره ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى
شهرها لازم است، گرچه گروهى از عالمان و محقّقان با ايشان مخالفت كرده و قائل به لزوم نبودن هم افقى و كفايت ديدن هلال در شهرى براى ثبوت آن نسبت به همه شهرها، حتى با اختلاف افق شدهاند. در اين زمينه، مىتوان به كلام علاّمه در كتاب تذكره اشاره كرد كه از برخى علماى ما اين قول را نقل كرده و خود نيز به صراحت آن را در كتاب منتهى برگزيده است و نيز شهيد اوّل در كتاب دروس اين رأى را محتمل دانسته، همچنانكه محدّث كاشانى در وافى و صاحب حدائق در كتاب حدائق آن را برگزيدهاند. همچنين صاحب جواهر در كتاب جواهر و نراقى در كتاب مستند و سيد ابوتراب خوانسارى در شرح نجاة العباد و سيد حكيم به طور اجمالى در مستمسك العروه نسبت به اين قول اظهار تمايل كردهاند. به نظر مىرسد اين قول؛ يعنى كفايت ديدن هلال در يك شهر براى همه شهرهاى دور و نزديك، درستتر باشد و مىتوان براى اين ادّعا، دو دليل ذكر كرد:
١. ماههاى قمرى با قرار گرفتن ماه در گردش طبيعىاش در موقعيتى خاص نسبت به خورشيد، آغاز شده و در انتهاى يك دور چرخش، ماه در پوشش شعاع خورشيد قرار گرفته كه در نتيجه اين حالت به نام مُحاق، ديدن هلال در هيچ قسمتى از زمين امكان پذير نيست و پس از خروج ماه از حالت مُحاق و امكان پذير شدن ديدن آن يك ماه قمرى به سر آمده و ماه قمرى ديگرى آغاز مىگردد. روشن است كه خارج شدن ماه از اين حال، سر آغاز ماهى جديد براى همه قسمتهاى زمين، با تمام اختلافهاى آنها در مشرقها و مغربها خواهد بود، نه ماهى جديد براى بخش خاصّى از زمين، گرچه ماه تنها در بعضى از مناطق قبل مشاهده باشد كه اين پديده ناشى از مانعى عارض خواهد بود، همچون شعاع نور خورشيد، يا مانع شدن بخشى از زمين نسبت به بخشهاى ديگر و يا چيزهاى از اين دست كه هيچ ربطى