فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - پژوهشى درباره ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى
به پديده خروج از مُحاق ندارند، چه اين كه خروج ياد شده، داراى مصاديق و افراد بسيارى نبوده و فقط يك مصداق عينى دارد كه بدون ملاحظه قسمتهاى گوناگون زمين تحقق يافته است و اين به خلاف طلوع خورشيد است كه با بسيارى قسمتهاى مختلف زمين، افزايش مىيابد، به گونهاى كه براى هر منطقهاى از مناطق آن، طلوعى خاص حاصل مىشود و در پرتو اين بيان، روشن مىشود كه مقايسه اين پديده طبيعى با مسأله طلوع و غروب خورشيد، قياسى مع الفارق است، چه اين كه مناطق مختلف زمين، به اعتبار كروى شكل بودن آن، به طور طبيعى، داراى مشرقها و مغربهاى متفاوتى خواهند بود و نمىشود كه براى تمام قسمتهاى زمين، يك مشرق و يك مغرب وجود داشته باشد، بر خلاف اين پديده طبيعى، يعنى خارج شدن ماه از ميدان شعاع نور خورشيد، زيرا هيچ گونه ارتباطى به سرزمينهاى روى زمين ندارد، تا با زياد بودن آنها زياد گردد، بنا بر اين ديدن هلال ماه، حتى در يك شهر نشانه و دليلى قطعى خواهد بود بر خارج شدن ماه از وضعيتى كه در پايان گردش خود به دور زمين و ابتداى ماه قمرى جديد، نسبت به خورشيد و براى تمام قسمتهاى زمين پيدا كرده است، نه خروج ماه از موقعيتى كه براى شهر ياد شده و شهرهاى هم افق با آن داشته است و از اين جا روشن مىشود اين كه مشهور از اصحاب قائل به لزوم يكسانى شهرها در افق شدهاند، تنها ناشى از اين تخيّل است كه خارج شدن ماه از تحت شعاع نور خورشيد، بسته به موقعيت مناطق مختلف زمين است، همچون بستگى طلوع خورشيد و غروب آن به موقعيتخاص مناطق مختلف زمين، جز اين كه همچنانكه دانستى، هيچ ربطى ميان خروج ماه از حالت مُحاق و شرايط بخشهاى مختلف زمين وجود ندارد و در واقع اين پديده حتى به وجود يا عدم كره