فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧
امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل فرمود: حرمتى براى زنان اهل ذمه نيست كه به موها و دست هاى آنان نگاه شود؛
و اشكال دراعتبار روايت به خاطر وجود نوفلى در سند صحيح نيست؛ زيرا قمّى درتفسير خود از او روايت نقل نموده، و اتّهام او به غلوّ دراواخر عمر ثابت نشده است.
نجاشى در شرح حال او گويد:
عده اى از قمّى ها گويند درآخر عمر غلّو نمود. خداوند داناتر است و درميان رواياتى كه از او نقل نموديم، روايتى كه دلالت برغلوّ كند ،نيافتيم. (٥٢)
اين روايت درجواز نگاه به دست و موى زنان[ذمّى] صراحت دارد، و دليل جواز را نفى حرمت آنها مىشمارد و ما مىتوانيم اين حكم را به ساير كفّار تعميم بدهيم؛ زيرا آنان نيز حرمتى ندارند، بلكه ميان كفّار، زنان [ذمّى] از حرمت بيشترى برخوردارند. پس زمانى كه حرمت آنان ساقط شود و نگاه به آنها جايز باشد، درمورد ساير كفّار به طريق أولى قائل به جواز مىشويم. پس روايت ظهور دارد كه علّت حرمت نگاه به موى زنان، حرمت آنها بوده و اين حرمت درزنان ذمّى ساقط است. با ثبوت اين دو ظهور، حرمت زنان كافر غير ذمّى به طريق اولى ساقط است.
٢. محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن عيسى عن ابن محبوب عن عبادبن صهيب، قال: سمعت أبا عبداللّه (ع) يقول:
عبادبن صهيب گويد: از امام صادق(ع) شنيدم: نگاه به موى سر زنان اهل تهامه و اعراب و اهل باديه و روستا اشكال ندارد، زيرا به نهى گوش نمى دهند[ بر طبق عادت خود عمل مىنمايند]. سپس فرمود: نگاه غير عمدى به مو و بدن زن ديوانه و سفيه اشكال ندارد.
(٥٢) معجم الرجال،ج٦،ص١١٣.
(٥٣) وسائل الشيعه،ج١٤،ص١٤٩،ب١١٣،مقدمات نكاح،ح١.