فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - قاعدۀ«مايُضمَن» محمد رحمانى
آمده ـ مشروط به اين كه اگر مدت طلب گذشت وپرداخت نشد، مبيع باشدـ عبارت از اقدام گيرنده برضمان است. (٢٨)
سپس شيخ براين استدلال دو اشكال وارد كرده است:
به نظر مىرسد اشكال شيخ برقاعده اقدام نسبت به ضمان درموارد مقبوض به عقد فاسد صحيح نباشد؛ زيرا اقدام به تنهايى سبب تحقق ضمان نيست تا اشكال شود. درمورد بحث آنچه را دو طرف عقد اقدام كردند از سوى شارع امضا نشده و آنچه را(ضمان به مثل يا قيمت) شارع امضا كرده مورد اقدام آنها نبوده است، بلكه اقدام به كمك امضاى شارع ضمان را ثابت مىكند.
به عبارت ديگر اگر اقدام علت تامه براى ضمان باشد، در نتيجه وجود و عدم ضمان ،داير مدار بود و نبود اقدام است و اشكال شيخ جا دارد كه بگوييم: چون شارع اين اقدام را امضا نكرده مشروع نيست تا براساس آن ضمان محقق شود. ازاين رو اگر ضمان باشد، به دليل خاص است، نه به قاعده اقدام. اما اگر اقدام علت تامه نباشد، بلكه جزئى از علت ضمان باشد ـ به اين معنا كه اگر شخصى برمال ديگرى مسلط شد، بدون رضايت مالك يا با رضايت او، ولى بدون قصد
(٢٨) مكاسب،ج٢،ص١٩٠.
(٢٩) همان.