فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١
است {ما جعل عليكم فى الدين من حرج} (٢٠)، اين مطلب مؤيّد رأى اوّل مىباشد كه مبتنى برجواز اظهار صورت و كف دست است.
اگر تفسير استثناى آيه، مردّد ميان دو رأى بالا(جواز و عدم جواز اظهار صورت و كف دست) باشد، دليل نفى حرج مؤيّد و مرجع رأى اوّل خواهد بود، مگر اين كه دليل قطعى برحرمت اظهار صورت و كف دست داشته باشيم، كه دراين صورت خواهيم گفت: اين حكم درمورد حرج و مشقت آمده است، از قبيل حكم جهاد و زكات و خمس و قصاص و ديات و امثال آن كه درمورد ضرر آمده است. درغير اين صورت ،رأى و دليلى كه خالى از حرج است، بر رأى دليلى كه مستلزم حرج است، رجحان دارد. و ما اين مطلب را اين جا فقط به عنوان مؤيد مىآوريم، نه دليل.
گفتگوى مرد و زن
برمنع سخن گفتن زن با مرد و گوش دادن مرد به صداى زن يا برعكس دليلى نيافتيم، مگر اين كه زن از روى عمد با كرشمه صحبت كند كه حرام مىباشد؛ زيرا خداوند مىفرمايد: {فلا تخضعن بالقول} (٢١)؛ به گونه هوس انگيز سخن نگوييد». يا اين كه درسخن گفتن مردها با زنان نوعى اظهار دوستى و محبّت باشد كه جايز نيست.
چنان كه در موثقه مسعدة بن صدقه آمده است:
عن أبي عبداللّه(ع) قال: قال أمير المؤمنين(ع):
امام صادق(ع) از حضرت نقل كرد: با زنان آغاز به سخن نكنيد و آنها را به غذا دعوت ننماييد؛ زيرا پيامبر(ص) فرمود: زنان، ناتوان و عورت هستند و با سكوت، ناتوانيشان را بپوشانيد.
(٢٠) حج،آيه ٧٨.
(٢١) احزاب، آيه ٣٢.
(٢٢) وسائل الشيعه،ج١٤،ص١٧٣،ب١٣١،مقدمات نكاح،ح١.