فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤١
و اشخاص حق دارند مرتكب قتل مرتد بشوند ،چون امور واجب اشخاص، حقوقى را براى آنها ايجاد مىكند و با توجه به اين كه طبق ماده ٧ قانون مجازات مصر، قانون مذكور به حقوق شخصى مقرر در شريعت، اخلالى وارد نمى كند، چنانچه كسى درمقام انجام واجب ـ كه حقى در ارتكاب فعل براى او ايجاد مىكند ـ مرتكب قتل شد، قابل مؤاخذه و مجازات نيست. (٢٧)
وى درذيل بحث مهدورالدم بودن زانى محصن، نيز به نصوص قانون مصر اشاره مىكند و مىنويسد:
بعضى از اين نصوص، افعال مباح در شريعت ـ مانند قتل مرتد وزانى ـ را قابل مجازات نمى دانند(ماده ٧ قانون مصر) و بعضى از مواد قانون، قتل افراد مهدورالدم را منع مىكنند(ماده ٢٣٠ قانون مصر). اين اضطراب بدين خاطر است كه قانون گذار مصر به ميزان حقوق مقرره افراد و واجبات آنها در شريعت اسلام ،آگاهى نداشته است. (٢٨)
به رغم برداشت نويسنده مذكور، يكى از شارحان قانون مجازات مصر در علت وضع و شرح ماده ٥٥ قانون مجازات مصر مىنويسد:
اين ماده در قانون مجازات مصر جهت غير قابل مجازات بودن افرادى كه حق تأديب دارند، مانند پدر و مادر ووصى و معلم و... وارد شده و عمل به اين ماده دو شرط دارد: اولا؛ عمل با نيت سليم باشد. ثانياً؛ عمل انجام شده براساس حق مقرّر در شريعت باشد.
مقصود از «شريعت» قانون است؛ چون نص
فرانسوى كه منشأ وضع اين ماده است، كلمه «
به نظر مىرسد برداشت و تفسير ايشان با رويّه قضايى و استنباط قاضيان ازكلمه
(٢٧) همان،ص٥٣٨.
(٢٨) همان،ص٥٤٢.
(٢٩) جندى،عبدالملك،همان،ج١،ص٥٠٣.