فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٦
نگاهى دوباره به آيه ٣١ سوره نور
كلام استاد محقق ما آية اللّه خويى در تقسيم «ابداء» و نتيجه گيرى از آن، قابل مناقشه است:
براى مناقشه درنظر ايشان ابتدا نگاهى به تفسير آيه ٣١ سوره نور مىاندازيم. خداوند مىفرمايد:
{ وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروُجَهنَّ وَ لايُبْدينَ زينَتَهُنّ إِلا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبنَ بِخُمُرِهنَّ عَلى جُيُوبِهنَّ وَلايُبدْينَ زينَتَهُنَّ إلا لِبُعُولَتِهِنَّ أوْ آبائهنَّ أَوْأباء بُعُولَتِهنَّ أَو أبناء بُعُولَتِهنَّ } ؛ (١٣)
به زنان با ايمان بگو: چشم هاى خود را [ازنگاه هوس آلود] فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند و [اطراف] روسرى هاى خود را برسينه خود افكنند تاگردن و سينه با آن پوشانده شود. زينت خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان يا پدر شوهر انشان يا پسرهايشان يا پسرشوهرانشان.
واژه هاى «ابداء» و«كشف» معمولا دو مفعولى مىباشند. مفعول اول بدون لام و مفعول دوم به واسطه لام است. متعلّق اولِ آن، شىء آشكار شده و متعلق دوم بيننده و شخص اطّلاع يابنده است. مثلاً مىگوييم: «أبديت رأيى للناس؛ نظرم را براى مردم آشكار ساختم.»
دراين جمله، واژه «رأى» متعلق اول و مفعول بى واسطه است كه همان شىء آشكار شده مىباشد و «ناس» متعلّق دوم و مطّلع و شاهد است كه نظر براى او كشف مىشود.
مفعول اول چيزى است كه انسان آن را آشكار مىسازد و متعلّق دوم كسى است كه براى او آشكار مىشود و معنايى براى «إبدا» و «كشف» بدون اين دو متعلّق نيست: يكى مفعول بدون واسطه و ديگرى با واسطه. اگر درموردى مفعول دوم ذكر نشود، به معناى قصد نكردن و در نظر نگرفتن آن نيست و «ابداء» بدون وجود كسى كه نظر براى او كشف
(١٣) نور،آيه ٣١.