فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٧
علما و متدينان بود، با استقرار كامل دادگسترى و فراهم شدن شرايط، قانون گذار در سال ١٣٥٢ ماده يك قانون مجازات عمومى را به شرح ذيل اصلاح كرد:
قانون مجازات راجع است به تعيين انواع جرايم و مجازات ها و اقدامات تأمينى و تربيتى كه در باره مجرم اعمال مىشود.
و نيز ماده ٢ همين قانون تصريح مىكند:
هرفعل يا ترك فعل كه به موجب قانون قابل مجازات باشد، جرم است و هيچ امرى را نمى توان جرم دانست مگر آن كه به موجب قانون براى آن مجازات يا اقدامات تأمينى يا تربيتى تعيين شده باشد.
بنابر اين به صورت كامل، راه براجراى حدود و تعزيرات اسلامى بسته شد و تنها موردى كه در قانون مذكور با فقه تطابق داشت، قتل درمقام دفاع بود كه آن هم براساس حقوق عرفى در قانون مجازات وارد شد.
بنابراين درقوانين مجازات ايران قبل از پيروزى انقلاب و خصوصاً بعد از اصلاحات سال ١٣٥٢ بحثى از مجازات هاى اسلامى نيست و در عمل، كشتن شخص به عنوان مهدور الدم شرعى منتفى بود و جواز قتل زانى و زانيه در فراش، برمبناى تحريك و برگرفته از حقوق عرفى بود.