فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧
درخصوص سبّ ساير انبياى عظام، آنچه در كلمات فقهاى شيعه نقل شده اين است كه كمال و احترام ساير پيامبران جزء ضروريات دين اسلام است، پس سبّ ايشان باعث ارتداد مىشود. (١٢٥) در اين صورت نمى توانيم مجازات سبّ ساير انبياى عظام را مجازات سابّ النبى(ص) بدانيم؛ چون مجازات ارتداد هميشه مرگ نيست. ضمن اين كه مرتد برخلاف سابّ النبى(ص) مهدورالدم مطلق نيست؛ بلكه نسبت به امام درصورتى كه مرتد فطرى باشد،مهدورالدم است. لذا صاحب جواهر در الحاق ساير پيامبران به پيامبر عظيم الشأن اسلام مناقشه كرده و مىنگارد:
اين كه كمال واحترام و تعظيم پيامبران ديگر از ضروريات اسلام است، سبّ و عدم رعايت حرمت آنها باعث ارتداد است نه اين كه درهرحال قتل سب كننده واجب باشد. (١٢٦)
نكته قابل توجه اين كه مهدورالدم بودن دشنام دهنده پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و فاطمه زهرا(س) مطلق است و اجازه حاكم شرع يا اذن امام لازم نيست و تنها شرط آن، عدم خوف ضرر جانى، مالى يا ناموسى براى مرتكب قتل يا ساير مسلمانان است. امام خمينى درتحرير الوسيله سابّ النبى را به طور مطلق مهدورالدم دانسته و اذن امام را لازم نمى داند. (١٢٧) و آية اللّه خويى دراين رابطه مىنويسد:
قتل سابّ النبى برشنونده درصورتى كه خوف ضرر جانى،شرفى يا مالى زياد نداشته باشد، واجب است و سبّ ائمه اطهار(ع) و فاطمه ءزهرا(س) نيز به سابّ النبى ملحق است و در قتل، اذن از حاكم شرع لازم نيست. (١٢٨)
شيخ مفيد(ره) درمقنعه سابّ النبى(ص) را مهدورالدم نسبى دانسته و اختلاف ايشان با قول مشهور اختلاف مبنايى است؛ زيرا ايشان سابّ النبى را مرتد مىداند و قول مشهور فقهاى
(١٢٥) همان،ج٩،ص١٩٤.
(١٢٦) نجفى، محمد حسن،همان،ج٤١،ص٤٣٧.
(١٢٧) امام خمينى، روح اللّه،ج٢،ص٤٢٩.
(١٢٨)خويى، سيد ابوالقاسم، همان،ج٢،ص٨٣.