فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠١
باشد اگر كسى فرزند او را بكشد او هم مىتواند فرزند او را بكشد و با اعتقاد قصاص اقدام به قتل كرده و يا كسى كه با پخش مواد مخدر باعث انحراف و اعتياد جوانان مىشود مهدورالدم بداند يا يك مقام سياسى را به جهت شركت در يك جلسه يا ملاقات با شخصى يا امضاى سندى، مهدورالدم بداند يا نويسنده و فيلم سازى را كه به نظر و اعتقاد او فساد و فحشا را ترويج مىدهد، واجب القتل بداند و براساس اعتقاد عمل كند و بعد خطاى اعتقاد او روشن شود.
٣.٣. اثبات اعتقاد قاتل
٣.٣.١. شبهات موضوعيه
در صورتى كه ما بحث اعتقاد به مهدورالدم بودن مجنى عليه يا اعتقاد قصاص را در شبهات موضوعيه و در موارد خطا در هويت مجنى عليه منحصر بدانيم، پس از وقوع قتل و روشن شدن خلاف اعتقاد و تصوّر قاتل ـ يعنى، معلوم شد مقتول، مستحق قصاص يا مصداق مهدورالدم نبوده است و قاتل، شخص محقون الدمى را اشتباهاً به قتل رسانده ـ اثبات اعتقاد قاتل و عمل براساس آن اعتقاد، كارچندان مشكلى نيست. به عنوان مثال وقتى مسلمانى درصف كفار و محاربين ـ كه قتل آنها براى مسلمانان مباح است ـ بوده و مسلمانى با يقين و اعتقاد به جواز قتل مرتكب قتل شده و بعد معلوم شده مسلمانى را كشته است، اثبات اعتقاد به مهدورالدم بودن مجنى عليه با توجه به اوضاع و احوال دشوار نيست. (١٧٢) يا فرض كنيم شخصى به علت ارتكاب جرمى به عنوان مهدورالدم محكوم شده و به نيروهاى امنيتى اعلام شده، هركجا او را يافتند به قتل برسانند، چنانچه قاتل به دليل تشابه ظاهرى يا تاريكى هوا و هر دليل ديگر با اعتقاد و يقين به اين كه مجاز به قتلِ هدف خود مىباشد، مرتكب قتل شد و بعد خطاى آن معلوم گرديد، مىتواند با استناد به اين
(١٧٢) دراين صورت طبق آيه شريفه :