فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - قاعدۀ«مايُضمَن» محمد رحمانى
منفعت رحم كنيز را با پركردن از نطفه اى كه سبب تولد فرزند آزاد است، استيفا كرده و در نتيجه استعداد و آمادگى تولد فرزند رق را برمالك كنيز اتلاف كرده است.
پرواضح است برمبناى اول و سوم،روايت دلالت برمدعا ندارد؛ بلكه تنها برقاعده اتلاف دلالت دارد؛ اما برمبناى دوم، روايت مربوط به باب تلف است و دلالت برمدعا دارد. ليكن براين مبنا نيز ممكن است در دلالت صحيحه اشكال شود، به اين كه:
ممكن است از اين اشكال پاسخ داده شود به اين كه صحيحه ويژه غصب نيست؛ زيرا هم سؤال كننده و هم امام تعبير به «مستحق الجاريه» كرده اند و معلوم مىشود حكم داير مدار غصب نيست؛ بلكه فراگير است وشامل عقد فاسد و مانند آن نيز مىشود؛ چون اين عنوان مشعر به عليت است.
قلت لابي عبداللّه(ع): رجل اشترى
جارية من سوق المسلمين فخرج بها إلى أرضه فولدت منه أولاداً. ثم إنّ أباها يزعم
أنها له و أقام على ذلك البيّنة. قال:
مردى كنيزى را از بازار مسلمانان خريدارى كرد و با اين گمان كه ملك اوست، به محل زندگى خود برد و آن را صاحب فرزندانى كرد. اما ديگرى بيّنه اقامه كرد براين كه جاريه ملك اوست. امام صادق(ع) در اين باره فرمود: فرزند را مىگيرد و كنيز را به مالك باز
(٢٥) وسائل الشيعه،ابواب النكاح، باب٨٨، ج١٤، ص٥٩٢،ح٤.