فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٣
نصوصى كه مجازات قصاص را بيان مىكنند، عامند و «حيات» مذكور در آيه شريفه {ولكم في القصاص حياة...} در قصاص مسلمان به جهت كشتن ذمّى، معناى بهترى دارد؛ زيرا دشمنى دينى، مسلمانان را به قتل ذمّى تحريك مىكند ووجود قصاص يك عامل بازدارنده قوى است. (٤٧)
امروزه قوانين موضوعه كشورهاى اسلامى عربى از نظر ابوحنيفه پيروى مىكنند. (٤٨)
٢.١.٢. ديدگاه فقهاى شيعه
از نظر فقهاى شيعه، كفر از اسباب زوال عصمت دم است و كافر از كسانى است كه شارع خون او را مباح دانسته و هيچ گاه مسلمان به خاطر كشتن كافر قصاص نمى شود؛ هرچند قتل بدون اذن امام باشد. (٤٩)
درصورت قتل بدون اذن امام، قاتل تعزيرمى شود. (٥٠) به عبارت ديگر مستفاد از ادله، مباح بودن خون كافر حربى است و شناخت وقت مناسب براى جنگ، و زمام امر به دست امام است. بنابراين، اذن امام به منزله شرط است. (٥١)
بديهى است كه مهدور الدم بودن كفار، مختص كفار حربى است و كافر ذمّى يا مستأمن به جهت عقد ذمّه و امان، جان و مالش محترم است و اگر كسى به قتل اهل ذمه مبادرت ورزد و اين عمل را تكرار كند به گونه اى كه به اصطلاح فقها، به قتل اهل ذمه عادت نمايد، براى اولياى دم ذمّى، قتل مسلمان از باب قصاص، جايز مىشود. (٥٢) و در صورتى كه عادت به قتل اهل ذمه صدق نكند، ديه مقتول برعهده قاتل خواهد بود. بنابراين
(٤٧)عوده، عبدالقادر،همان،ج٢،ص١٢٣.
(٤٨) همان،ص١٢٤.
(٤٩) شهيد ثانى، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، بيروت، دارالعالم الاسلامي، بى تا، ج١٠،ص٦٧.
(٥٠) موسوى خويى، سيد ابوالقاسم،مبانى تكملة المنهاج،نجف اشرف، بى تا، ج٢،ص٦٢.
(٥١) حسينى شيرازى، سيد محمد، الفقه، بيروت، دارالعلوم، چاپ دوم، ١٤٠٩هـ، ج٨٩، ص١٧٥.
(٥٢) شهيد ثانى، همان،ص٥٥.