فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥
با چهار شاهد اقامه شهادت كنم؟ حضرت فرمود:بلى. (٩٧)
نويسندهمذكور درتوضيح اين قول مىنويسد:
زيرا ممكن است مردى، ديگرى را به منزل خويش جهت امرى دعوت نمايد و به جهت كينه و انتقام، او را بكشد و بگويد: او را با همسرم مشاهده كردم و ممكن است كسى به جهت خلاص شدن از دست همسرش او را به قتل برساند و به دروغ ادعا كند كه او را درحال زنا با اجنبى ديده است. (٩٨)
در عين حال از حنابله و مالكيه نقل مىكند كه معتقدند چنانچه قاتل دو شاهد اقامه كند كه به جهت ارتكاب زنا مرتكب قتل شده و مقتول محصن باشد، مجازات نمى شود.
موضوع مورد اتفاق ديگر درميان اهل سنت، اين است كه چنانچه كسى زانى غير محصن را درحال زنا به قتل برساند، مجازات نمى شود و دليل ايشان قضاوت عمر درمورد مردى است كه با شمشير خون آلود نزد او آمد و به دنبال او جمعيتى ديگر آمدند و گفتند: اين مرد دوست ما را در كنار همسرش كشته است. عمر سؤال كرد: اينها چه مىگويند؟ آن مرد گفت: با شمشير ميان دو پاى همسرم زدم. اگر درآن محل كسى بوده او را كشته ام. عمر قضيه را از آن گروه پرسيد. آنها گفته اورا تأييد كردند. عمر رو به مرد كرد و گفت: اگر دوباره آمدند همين كار را تكرار كن و خون مقتول را هَدَر اعلام كرد. (٩٩)
عبدالقادر عوده، علت اباحه قتل را دراين صورت به نقل از علماى اهل سنت دو امر مىداند:
(٩٧) روى البخاري أبي هريرة: إن سعد بن عباده قال: يا رسول اللّه! أرأيت إن وجدتُ مع امرأتي رجلا أمهله حتى آتى بأربعة شهداء؟ فقال رسول اللّه(ص): نعم.(همان).
(٩٨) جزيرى، عبدالرحمن،پيشين، ص٦٥.
(٩٩) فقد كان يتغدى يوماً فأقبل عليه رجل يعدو و معه سيف مجرد ملطخ بالدم حتى قعد مع عمر و جاء جماعة في إثره فقالوا: إن هذا قتل صاحبنا مع امرأته: فقال عمر: ما يقول هؤلاء؟ قال الرجل: لقد ضربت فخذي امرأتي بالسيف فإن كان بينهما أحد فقد قتلته، فقال لهم عمر: ما يقول الرجل؟ فقالوا: ضرب بالسيف فقطع فخذي امرأته و أصاب وسط الرجل فقطعه اثنين. فقال عمر للرجل: إن عادوا فعدوا هدر دم القتيل(عوده، عبدالقادر، همان،ج١،ص٥٤٠).