فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٣
٩٤ و ٩٢ سوره نساء آمده، نشان مىدهد كه مسلمانان گاه در تشخيص مصداق و موضوع ِمهدورالدم دچار خطا شده و شخصى را كه سابقه كفر يا ارتداد داشته و مجاز در قتل او بوده اند، با اين تصور يا اعتقاد كه كافر و از مصاديق مهدورالدم است، به قتل رسانده اند؛ نه اين كه خودشان در مورد اشخاص حكم صادر كنند و پس از اجرا متوجه خطا در حكم شوند؛ بلكه صرفاً درتشخيص مصداق اشتباه كرده اند. (١٥٨)
٤. دركلمات فقهاى اهل سنت هرجا بحث قتل با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول يا اعتقاد قصاص مطرح شده، موارد خطا درمصداق يا موضوع است؛ نه خطا درحكم.(اقدام به قتل افرادى كه قاتل تصور كرده مجاز به قتل آنهاست.)
دركتاب مغنى المحتاج درشرح اين عبارت متن كه «اگر كسى مسلمان ساكن دردارالحرب را به گمان كفر او بكشد قصاص ندارد» مىنويسد: «ظن به كافر بودن كافى نيست؛ بلكه بايد ظن به محارب بودن او داشته باشد» درادامه، درشرح اين عبارت كه «اگر كسى را در دارالاسلام بكشد قصاص و ديه واجب مىشود» مىنويسد:« زيرا ظاهر حال ساكن در سرزمين اسلام، عصمت است.» همچنين درشرح اين عبارت متن: «كسى را كه به عنوان مرتد يا ذمّى يا عبد، معروف بوده بكشد و يا كسى را كه گمان داشته قاتل پدرش است بكشد و خلاف آن ثابت شود، قصاص مىشود» مىنويسد:
زيرا ارتكاب قتل، عمدى و عدوانى است و ظن و گمان، مباح كننده قتل نيست و وجه قصاص درمورد قتل ذمى و عبد كه روشن است و درخصوص مرتد به دليل اين كه قتل مرتد بايد با اجازه امام باشد و اما در خصوص كسى كه فكر مىكرده قاتل پدرش است و اقدام به قتل او كرده، بدين دليل قصاص مىشود كه دراين موارد بايد تحقيق و بررسى كند و سابقهاى نيست كه به استصحاب تمسك كند. (١٥٩)
(١٥٨) به فصل اول قسمت تاريخچه مراجعه شود.
(١٥٩) شربينى خطيب، محمد، مغني المحتاج إلى معرفة مباني ألفاظ المنهاج، بيروت، مؤسسه تاريخ عربى، چاپ اول، ١٣٧٧ق،ج٤،ص١٣.