فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٥ - قاعدۀ«مايُضمَن» محمد رحمانى
زيرا هرچند قدر متيقن مورد اين دسته از روايات اتلاف است ليكن اگر كسى بدون اجازه مالك، مالى را گرفته و پس از آن خود به خود تلف شده باشد مصداق بى احترامى به مال مسلمان است و مشمول حرمت مستفاد ازاين روايات خواهد بود.
به عبارت ديگر: احترام مال ديگران از نظر عقلا پذيرفته شده است و برهمين اساس اگر كسى بدون اجازه صاحب مال درآن تصرف كند و آن را تباه كند، او را ضامن مىدانند وشارع مقدس با اين روايات ، سيره عقلا را در حوزه مال مسلمان امضا كرده و نسبت به مال غير مسلمان امضا نكرده است.
عن أبي بصير عن أبى جعفر(ع) قال: قال رسول اللّه (ص):
امام باقر(ع) از رسول خدا نقل مىكند: دشنام مؤمن سبب فسق و كشتن او سبب كفر و خوردن گوشت(غيبت) او نافرمانى خدا و احترام مالش همانند احترام جانش است.
تقريب دلالت روايت براحترام و ضامن مال مؤمن به اين است كه احترام مال به احترام خون او تشبيه شده است. بى ترديد احترام خون او موجب شده تا هدر نرود و مورد ضمان باشد. پس احترام مال او سبب مىشود كه تباهى بى رضايت او مورد ضمان واقع گردد.
بردلالت اين دسته از روايات نسبت به ضمان اشكالاتى شده؛ ازجمله همان دو اشكال قبلى كه بر روايات دسته اول وارد شده بود. پاسخ اشكال نيز همان است كه گفته شد.
اشكال ديگر به اين دسته از روايات اين است كه حرمت مال در سياق جملاتى واقع شده كه ظهور در حرمت تكليفى
(٣٥) وسائل الشيعه،باب ١٥٢ از ابواب احكام العشره، ج٨، ص٥٩٩، ح١٢.