فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥
خارجى دو گانگى وجود ندارد تا معاوضه برآن صدق كند؛ بلكه مال نمادين همان مال خارجى است، درنهايت اين مال نماد مال خارجى و آيينه تصور آن است. به عبارت ديگر: اگر مال نمادين به خودى خود مال بود مغاير با مال خارجى مىشد و تبديل آن به مال خارجى معاوضه شمرده مىشد؛ زيرا دو گانگى ميان آن دو وجود داشت؛ اما مال نمادين مال حقيقى نيست؛ بلكه شىء ذهنى است كه آيينه مال خارجى منظور شده است؛ پس مال نمادين، يك مال اعتبارى و فرضى است و مال حقيقى مال خارجى است و ميان آن دو، دوگانگى نيست تا معاوضه صورت پذيرد.
خلاصه، وفا به دين، معاوضه نيست؛ بلكه خود يك عنوان مستقل در برابر ديگر عنوان ها و معاوضه ها است و برگشتش به تعيين مال نمادين در ضمن مال حقيقى است.
حال بايد ديد آيا حواله، وفا است يا خير؟
اشكالى نيست دراين كه حواله، وفا به معنايى كه پيشتر گفتيم ـ يعنى تعيين مال نمادين ذمى درضمن مال خارجى ـ نيست؛ زيرا حواله دهنده بدهى خود را با تبديل مالى كه در ذمه دارد، به مال خارجى ادا نمى كند؛ بلكه او مال در ذمه را به مالى كه در ذمه ديگرى (حواله پذير) است، تبديل مىكند؛ بنابراين، وفا به حواله صدق نمى كند؛ مگر با عنايت فوق العاده به اين نكته فقهى كه مال موجود درذمه بدهكار، اگر فقط همان مال كلّى قابل انطباق بر مال خارجى ـ يعنى ده دينارى