فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣
انداخت ـ مثل اين كه با هم بودن آن دو سبب مرگشان شود و زمانى كه يكى را از ديگرى، جدا كنند، يكى ازآن دو، ازمرگ رهيده و مرگ ديگرى به تأخير مىافتد ـ دراين حالت، اگر مرگ يكى ناشى از جدا كردن آن دو نباشد، اشكالى ندارد؛ ولى اگر جدا كردن، سبب مرگ يكى شود، همانند صورت هاى گذشته، جايز نيست و صرف اين كه مرگ ديگرى درهمان زمان نبوده و با تأخير محقق مىشود، تفاوتى درحكم ايجاد نمى كند.
امّا زمانى كه جنين داراى روح باشد، سقط آن جايز نيست؛ به دليلى كه مفصلا توضيح داده شد.
ممكن است در پاسخ گفته شود: طبق اطلاق ادلّهء حرمت سقط جنين، دراين صورت نيز جايز نيست؛ چه رسد به اين كه جنين داراى روح باشد؛ علاوه براين كه كشتن جنين به مجرّد خوف مرگ آن ،هنگام تولّد، تسريع درنابود كردن آن است.
اما استدلال به دليل نفى حرج و حكم به جواز سقط ـ به اين بيان كه بقاى جنين و تولّد
(١٥) وسائل الشيعه،ج١١،ص٢٩٥،باب٥٦،جهاد نفس،ح١.