فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩
آنها كه درحال گرسنگى دستشان به غذاى ديگرى نرسد و متمايل به گناه نباشند [مانعى ندارد از گوشت هاى ممنوع بخورند]. خداوند آمرزنده و مهربان است.
پيامبر اكرم(ص) فرمود:
ازامت من، چيزى كه به آن اضطرار پيدا نمودند، برداشته شده است.
مقتضاى اين ادلّه، رفع حرمت از سقط جنين به هنگام اضطرار است و فقها به ادلّه اضطرار براى خوردن مردار، عمل نمودند؛ پس چرا دربحث ما تمسّك به اين ادلّه جايز نباشد؟
به عنوان مثال، اگر غذايى به مقدار حفظ جان يك نفر بود و خانواده گرسنهاى تنها همين مقدار را دارد و زندگى هريك متوقف برخوردن آن باشد، برپدر واجب است غذا را بخورد [هرچند محروميّت اعضاى ديگر خانواده، سبب مرگشان شود].
به علاوه، همان طور كه مادر براى حفظ جان خود مضطر به كشتن فرزند است، فرزندهم به همين اضطرار مبتلا است؛ پس ولىّ او مىتواند براى حفظ جان فرزند، مادر را از سقط جنين، باز دارد.
اگر بپذيريم ادلّه اضطرار مطلق است، با احاديثى كه مىگويد: تقيّه تازمانى جايز است كه منجرّ به مرگ ديگرى نشود، اين اطلاق را قيد مىزنيم.
مثال خوردن غذا توسط پدر مورد اشكال است و از محل بحث ما خارج مىباشد؛ علت مرگ سايراعضاى خانواده، پدر نبوده، بلكه آنها به واسطه گرسنگى ناشى از عوامل طبيعى مرده اند؛ اما در سقط جنين سبب مرگ ـ بى واسطه يا با واسطه ـ مادر است.
(١٣) وسائل الشيعه،ج١١،ص٢٩٥،باب٥٦،جهادنفس،ح١.