فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١
مثل اين كه فرض كنيم زيد، طلبكار خود عمرو را به بدهكارش خالد حواله كند ـ توجيه اين حواله براساس تغيير بدهكار روشن است؛ براى اين كه قبلا گفتيم كه طلبكار وقتى مالى را در ذمّه بدهكارش مالك مىشود، در ضمن مقدارى از ذمه را نيز مالك مىشود؛ يعنى به مقدارى كه مالك مال در ذمه بدهكار مىشود، مالك ظرف و ذمه آن مال نيز مىشود. هدف از مالك شدن ذمه بدهكار، چيزى غير از جايز بودن بهره جويى از ذمه او نيست و بهره جويى از ذمه، مشغول ساختن آن است؛ پس براى طلبكار اشغال ذمه بدهكار خود به مقدارى كه در ذمه او براى مالك مال هست، صحيح مىباشد.
بنابراين درمثال ياد شده توافق زيد با طلبكارش عمرو بر اين كه طلب عمرو برعهده زيد را از ظرف ذمه زيد به ظرف ذمه خالد منتقل كنند، صحيح و بى اشكال است؛ براى اين كه زيد به مقدارى كه مالك مال در ذمه خالد است، مالك ذمه او هم مىباشد؛ پس ظرف طلب، از ذمه زيد به ذمه خالد منتقل مىشود، آن وقت عمرو از خالد همان ظرف (ذمه) را مطالبه مىكند. اين مطالبه دو نتيجه دارد:
تبدّل درظرف، نتيجه اِعمال دو گونه تسلّط است: تسلّط زيد برذمّه خالد و تسلّط عمرو برطلب. با اعمال اين دو تسلّط توانستيم ظرف طلب را از ذمّه زيد به ذمّه خالد تبديل كنيم.