منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥
است».
٢.(وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ اصْبِر حَتّى يَحْكُمَ اللّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الحاكِمينَ).(يونس/١٠٩)
«از آنچه كه به تو وحى مى شود پيروى كن و صبر كن تا خدا داورى كند، او بهترين داورها است».
٣. از زبان فرزند كبير يعقوب چنين نقل مى كند:(...فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرض حَتّى يَأْذَنَ لِى أَبِى أَو يَحْكُمَ اللّهُ لِى وَ هُوَ خَيْرُ الحاكِمينَ).(يوسف/٨٠)
«در اين سرزمين مى مانم تا پدرم به من اجازه حركت دهد، يا خدا به نفع من داورى كند او بهترين داورها است».
لفظ (أَحكمُ الحاكِمين) كه صيغه تفضيل است حاكى از وجود داوران ديگرى است كه خدا بهترين آنها است، و نكته آن اين است كه در ميان ديگر داوران، داوران عادل وجائر و خطاكار و واقع بين وجود دارد، سرانجام چون همگى فاقد احاطه علمى هستند از اين جهت خدا بهترين داوران مى باشد.
اسم سىو نهم: خير الراحمين
واژه (خَير الرّاحمين) دوبار در قرآن آمده و در هر دو مورد وصف خدا قرار گرفته است:
١. (إِنّهُ كان فريقٌ مِنْ عِبادى يَقُولُونَ رَبَّنا آمَّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَأَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ).(مؤمنون/١٠٩)
«گروهى از بندگان من مى گويند خدايا ما به تو ايمان آورديم، ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى».
٢. (وَ قُلْ رَبِّ اغْفِر وَارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ).(مؤمنون/١١٨)
«پروردگارا ببخش ورحم كن تو بهترين رحم كنندگانى».
لفظ (خَير الرّاحمين) از دو كلمه تركيب يافته و ما درباره واژه «خير» در گذشته بحث كرده، و در باره واژه دوم در اسم «رحيم» بحث خواهيم كرد، طبعاً مفهوم اين اسم مركب روشن خواهد شد.