دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٨٢
| بابالمندب جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٨٢ |
بابُ الْمَنْدَب، تنگهاي در جنوب غربى قارةآسيا بين گوشة جنوب غربى شبه
جزيرة عربستان و شمال شرقى قارة افريقا كه درياي سرخ را به خليج عدن متصل
مىسازد. در طرف آسيايى تنگه، يعنى منتهىاليه جنوب غربى شبه جزيرة
عربستان كه جزو خاك جمهوري يمن محسوب مىشود، رأس بابالمندب قرار دارد كه
دماغة گُوه مانندي از زمين است كه به سوي دريا پيش رفته است و بخش
آسيايى تنگهرا تشكيل مىدهد. درطرف افريقايى تنگه، رأس سيان در جمهوري
جيبوتى قرار دارد («فرهنگ...٥»، .(I/٣٨٧ پهناي اين تنگه حدود ٣٢ كم است.
جزيرة پِريم اين تنگه را به دوگذرگاه بزرگ و كوچك تقسيم مىكند. گذرگاه
پهنتر (غربى) ٢٦كم و گذرگاه باريكتر (شرقى) ٣كم پهنا دارد ( فانك... ٦، ذيل
باب المندب). باريكترين قسمت تنگة بزرگ با عرض ٤/١٢ كم مسير مطمئنى براي
كشتيهاي بزرگ است، زيرا ژرفاي آب در سراسر آن ميان ١٨٠ تا ٣١٥ متر است و در
مسير اين آبهاي عميق هيچ خطري وجود ندارد. تنگة كوچك چون داراي مسيري
كوتاهتر و مستقيمتر است، بيشتر مورد استفادة كشتيهاي بخاري و بادبانى است
(«فرهنگ»، همانجا). باب المندب همواره در معرض بادهاي موسمى اقيانوس هند
است و كشتيهاي مصري در عهد باستان به كمك همين بادها وارد آنجا مىشدند
(گوبينو، .(٦٣
كهنترين سند دربارة باب المندب دو كتيبة سبايى متعلق به نيمة نخست سدة ٦م
(احتمالاً ٥١٧ - ٥٢٥م) است كه در آن به درگيريهاي يوسف ذونواس پادشاه
سبايى باحبشيان اشاره شده است. در اين دو كتيبه از «سلت مدبن٧» كه
احتمالاً به معناي «سلسلة المندب» است، ياد شده است. اين سلسله شايد
زنجيري بوده كه يوسف در بخشى از تنگه براي جلوگيري از عبور حبشيان كشيده
بوده است (نك: ريكمانز، .(٣٣٥-٣٣٦ اغلب جغرافىدانان و مورخان اسلامى در آثار
خود از مندب نام بردهاند (نك: يعقوبى، ٣١٩؛ ابنخردادبه، ١٤١؛ طبري، ٢/١٢٧؛
مقدسى، ١٢٣؛ ابناثير، ١/٤٣٢). «المندب» بندري در غرب تنگة باب المندب بوده
كه اين تنگه نام خود را از آن گرفته است. المندب همان «اُكليس١» دوران
باستان است كه امروزه شيخ سعيد ناميده مىشود (ريكمانز، .(٣٣٥ بنابر مآخذ
حميري «المندب» شهري پر رونق بوده (نك: همدانى، ٩٢، ٩٥)، اما در سدههاي
نخستين اسلامى رونق و آبادانى گذشتة خود را از دست داده، و به شهري كم
اهميت بدل گشته بوده است (همو، ٩٢).
دمشقى در شرح درياي سرخ گفته كه آن دريا شاخهاي تنگ است، همچون زبانى
از درياي يمن بيرون كشيده شده، و بُرونشو آن از مندب در ميان كوهى است و
از خاور تا باختر ١٢ ميل طول دارد، فراخى دهانة آن رود در مندب به قدري است
كه انسان، خشكى آن سوي رود را مىتواند ببيند (ص ٢٧٧). ادريسى بابالمندب
را انتهاي غربى درياي چين و هند و يمن (اقيانوس هند) دانسته است (١/٩).
در ميان جغرافىدانان اسلامى، ياقوت نخستين كسى است كه در باب وجه تسمية
مندب اظهارنظر كرده است و ديگران از او نقل قول كردهاند. او مندب را با
عبور حبشيان از اين منطقه مربوط مىداند. به عقيدة ياقوت اين محل قبلاً
ذوالمندب بوده است و حبشيان هنگام عبور خود از آنجا اين كلمه را «دندمديند»
مىگفتند. ساكنان يمن پس از عبور حبشيان از اين منطقه گفتند: اين محل ديگر
«ذات المطرب» (گذرگاه تنگ) نيست، بلكه مندب (محل دعوت) است (نك: ٤/٦٥٩
-٦٦٠). برخى از محققان، به علت پرخطر بودن اين گذرگاه، باب المندب را
دروازة ندبه ترجمه كردهاند (نك: II/٥٠٧ , ٣ BSE؛ نك: فانك، همانجا).
از زمان كشيده شدن كانال سوئز در شمال درياي سرخ كه آن را به مديترانه
متصل، و عبور كشتيها را از اقيانوس هند به اروپا مقدور ساخته است، روز به روز
بر اهميت جهانى بابالمندب، افزوده شده، و اكنون محل عبور تمام نفتكشهايى
است كه از تنگة هرمز گذشته، راه مديترانه را در پيش مىگيرند. علاوه بر
اين، بسياري از كشتيهاي بزرگ اقيانوس پيما با مسافران و كالا و مواد خام
آسياي جنوبى و جنوب شرقى از آن عبور مىكنند. از اين رو، اكنون بابالمندب
از اهميت اقتصادي، سوق الجيشى و ژئوپوليتيكى والايى برخوردار است و
درآمدهاي ناشى از اين موقعيت طبيعى كه در گذشته عايد عربستان و حبشه
مىشد، اكنون به جمهوريهاي يمن و جيبوتى كه مالك زمينهاي دوطرف تنگهاند،
تعلق مىگيرد (يادداشتهاي مؤلف).
مآخذ: ابناثير، الكامل؛ ابنخردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش
دخويه، ليدن، ١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛ ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت،
١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ دمشقى، محمد، نخبةالدهر، ترجمة حميد طبيبيان، تهران، ١٣٥٧ش؛
طبري، تاريخ؛ مقدسى، محمد، احسنالتقاسيم، ليدن، ١٩٠٦م؛ همدانى، حسن،
صفةجزيرةالعرب، به كوشش محمدبن على اكوع، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ياقوت،
بلدان؛ يعقوبى، احمد، البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩١م؛ يادداشتهاي
مؤلف؛ نيز:
BSE ٣ ; Funk and Wagnals Encyclopedia, Online version, ٢٠٠١; Gazetteer of
Arabia, ed. Sh. A. Scoville, Graz. ١٩٧٩; Gobineau, J.A., Trois ans en Asie,
Paris, ١٩٢٣; Ryckmans, J., X Inscriptions historiques sab E ennes de l'Arabie
centrale n , Le Mus E on, Louvain, ١٩٥٣, vol. LXVI.
محمد حسن گنجى