ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤١ - ٣ - تعليقات استدراكي ١ - راجع به ١٧١ قطع يد سارق ١٨٧ ٢ - راجع بمسئله ١٧١ تيمّم ١٨٧ ٣ - راجع بمسئله ١٧١ لعان ١٨٧ ٤ - راجع بمسئله ١٧١ قسامه ١٨٧ ٥ - كلام ابن رشد در ١٧١ قسامه ١٨٧ ٦ - مباحثه ابن عوف و عثمان و استناد عثمان به ١٧١ رأى ١٨٧ ٧ - عمل ابن عوف و ابن مسعود بر خلاف حكم فقهي ٨ - سند خريداري پيغمبر ( ص ) سلمان فارسي را ٩ - عهدنامه پيغمبر ( ص ) براي برادرزاده و اقرباء سلمان فارسي ١٠ - سه گونه بودن تصرّفات نبيّ ١١ - منشأ اختلافات فقيهان ، به نظر ابن قيّم ١٢ - مسئله ١٧١ غسل ١٨٧
اين بود كه آن نماز را تمام كند پس از آن نمازى را كه به يادش رسيده به جا بياورد و از آن پس نمازى را كه در آن بوده اعاده كند . . » ٣ - در صفحه ٣١٨ ذيل مسأله « لعان » چنين يادداشت شده است :
در اينجا بىمناسبت نيست آورده شود كه : در زمان جاهليّت گاهى مىشده است كه زنان مردان را طلاق مىداده و از ايشان جدا مىشدهاند .
ابو الفرج اصفهانى در كتاب « الاغانى » ( جزء ١٦ ) در ترجمهء حاتم طائى ، جواد مشهور عرب ، قصهاى راجع به « ماويه » ، زن او ، و مادر عديّ بن حاتم ، آورده كه خلاصهء مفاد آن چنين است :
« مالك پسر عمّ حاتم بزن او « ماويه » گفت : با حاتم چه مىكنى كه او هر چه بدست مىآورد نابود مىسازد و تلف مىكند و به اين و آن مىبخشد پس اگر او را مرگ فرا رسد فرزندان خويش را بر قوم تو سربار خواهد ساخت ؟ ماويه گفت : راست مىگويى حاتم چنين است .
« و در جاهليّت ، مرسوم چنان بود كه گاهى زنان شوهران خويش را طلاق مىدادند و رها مىساختند و طلاق ايشان بدين گونه بود كه اگر در چادرى مويى مىبودند ( خيمه هايى كه از مو مىبافتند و در باديه زير آن بسر چادرى مىبردند ) وضع آن را تغيير مىدادند بدين گونه كه اگر در آن رو به مشرق باز مىشد در را به جانب مغرب برمىگرداندند و باز مىكردند و اگر بسوى يمن مىبود به جانب شام ، تغييرش مىدادند و چون مرد آن را دگرگون مىديد مىفهميد كه زن او را رها ساخته و جدايى او را خواهان شده و طلاق گفته است :
« مالك پسر عمّ حاتم ، زن او را كه از زيباترين زنان بود گفت : شوهرت حاتم را طلاق بده تا من كه مالم از او بيشتر و براى تو بهترم ترا به نكاح در آورم و از تو و فرزندانت نگهدارى كنم و اين گفته ها مكرر شد و تكرار آن ، زن را بطلاق حاتم وادار ساخت پس وضع چادر را تغيير داد حاتم چون به نزد زن در آمد و وضع در خيمه را