ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٦٢ - ٩ - حريصترين مردم بر كذب در مقام شهادت
نزنند ايشان كه خدايشان كر و كور ساخته . آيا قرآن را تدبّر نمىكنند يا اين كه دلهاى ايشان قفل زده شده است ؟
« پس امير المؤمنين چنان مىداند كه اينان بدترين امّت و رؤساء ضلالت هستند بهرهء آنان از خداشناسى و توحيد ، ناقص و نصيبشان از ايمان ، خسيس و فرومايه است ايشان اوعيهء جهالت و اعلام دروغ و زبان شيطانند در ميان پيروان و دوستان او . .
و اينان سزاوارترين كسانند كه به راستگويى ايشان اعتماد نشود و شهادت ايشان پذيرفته نگردد و گفتار و كردارشان مورد اعتبار نباشد چه عملى درست نيست مگر پس از يقين و يقينى نيست مگر پس از استكمال حقيقت اسلام و اخلاص در توحيد و آن كس كه از رشد و حظَّ در ايمان به خدا و توحيد او كور باشد از ديگر امور : عمل باشد يا قصد ، در شهادتش كورتر و گمراه تر است .
« و به جان امير المؤمنين سوگند كه حريصترين مردم بر كذب در گفتار و دروغ گفتن بباطل ، در مقام شهادت ، كسى است كه بر خدا و وحى او دروغ بندد و چنان كه شايسته است خدا را نشناسد و شايسته ترين كسان به اين كه شهادت او در حكم خدا و دين او طرح و ردّ گردد كسى است كه شهادت خدا را بر كتاب او ردّ كند و نپذيرد و حق خدا را بباطل خود از ميان برد .
« پس به رسيدن اين نامه همه قضاة را كه در آنجا هستند فراهم آور و اين نامه را بر ايشان بخوان و ايشان را در آن چه مىگويند امتحان كن و اعتقاد آنان را در بارهء مخلوق و محدث بودن قرآن كشف كن و به ايشان بفهمان و اعلام فرما كه امير المؤمنين در كار خود از ايشان استعانت نمىجويد و در آن چه خدا به او واگذاشته و نگهدارى امور رعايا را به او سپرده به كسانى كه بدين و خلوص توحيد و يقين آنان وثوق ندارد اعتماد نمىكند .
« پس اگر به مخلوق بودن قرآن ، اقرار كردند و با امير المؤمنين در اين عقيده موافق بودند و به راه هدايت و نجات گام برداشتند ايشان را بفرما شهودى را كه بر مردم شهادت مىدهند حاضر كنند و از ايشان اين مسأله را بپرسند و هر كدام اقرار بر محدث