ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٩ - مدخل ١ - اختلاف شيعه و سنّي در وجود و عدم حكمي براي هر چيز ( تخطئه و تصويب ) ٢ - اختلاف در ١٧١ طريقيّت ١٨٧ و ١٧١ موضوعيّت ١٨٧ برخي از مدارك احكام ٣ - حديث ١٧١ ثقلين ١٨٧ كه يكي از مستندات شيعه است براي رجوع باهل بيت در مقام اجتهاد وافتاء ٤ - احاديث ديگر مانند حديث ١٧١ سفينه نوح ١٨٧ و ١٧١ باب حطّه ١٨٧ و ١٧١ تمسّك بكتاب وعترت ١٨٧ ٥ - فرق ميان ١٧١ عترت ١٨٧ و ميان ديگر علماء به نظر ابن حجر
كثيرة وردت عن نيّف و عشرين صحابيّا و فى بعض تلك الطَّرق انّه قال ذلك بعرفة و فى آخر انّه قال بغدير خم و فى آخر . . و فى آخر . .
« و لا تنافى ، اذ لا مانع انّه كرّر عليهم فى تلك المواطن و غيرها اهتماما بشأن الكتاب العزيز و العترة الطَّاهرة » باز گفته است :
« و فى رواية « كتاب الله و سنّتى و هى المراد من الاحاديث المقتصرة على الكتاب لأنّ السنّة مبيّنة له فاغنى ذكره عن ذكرها » و در مقام وجه تسميهء « كتاب » و « عترت » به نام « ثقلين » اين مضمون را افاده كرده است :
« پيغمبر صلَّى الله عليه و سلَّم ، قرآن و عترت خود را ، كه بمعنى اهل و نسل و نزديكانست به نام « ثقلين » خواند براى اين كه « ثقل » عبارت است از امرى نفيس خطير و مصون و آن دو بدين وصفند زيرا هر كدام از آنها معدن علوم دينيّه و مخزن احكام شرعيّهاند و از اين رو پيغمبر صلَّى الله عليه و سلَّم بر پيروى تعلَّم از ايشان تحريض فرمود و گفت :
« الحمد للَّه الَّذى جعل الحكمة فينا اهل البيت . . » و خبر سابق كه گفت : « و لا تعلَّموهم فانّهم اعلم منكم » اين مطلب را تاييد مىكند .
« و باقى علما را با « عترت » فرق است زيرا خدا رجس و پليدى را از اهل بيت برده و ايشان را طاهر قرار داده و به شرف كرامات باهره آراسته است .
« و در اين احاديث ، اشاراتى است به اين نكته كه چنان كه حكم تمسّك به قرآن عزيز ، تا روز رستاخيز باقيست در اهل بيت نيز تا روز قيامت خواهد بود كسانى كه تمسّك بديشان به جا و شايسته باشد .
« . . و از همهء اهل بيت شايسته تر براى اين كه به او تمسّك شود امام و عالم