ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧٦ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« اگر مرا معاف دارى براى تو بهتر است و اگر مجبورم كنى به خدا سوگند مرا زبان بر آن جارى نخواهد شد .
« معاويه گفت :
« بر خيز و به منبر برآى .
« احنف گفت : به خدا سوگند با همهء اينها با تو در كردار و گفتار جانب انصاف را فرو نخواهم گذاشت .
« معاويه گفت : اگر انصاف دهى چه خواهى گفت ؟
« پاسخ داد : به منبر برمىآيم و خدا را حمد و ثناء مىكنم و بر پيمبر او درود مىفرستم آنگاه مىگويم :
« معاويه مرا امر داده تا على را لعن كنم همانا على و معاويه با هم مخالفت و مقاتلت كردند و هر يك از آن دو ، ادعاء داشت كه بر او و پيروانش ستم شده است .
هان اى مردم خداى شما را بيامرزاد ! چون من دعا كنم شما آمين بگوييد .
« آنگاه مىگويم : خدايا تو و فرشتگانت و پيمبرانت و همهء آفريده گانت بر آن كس كه بر طرف خود ستم كرده لعنت كنيد و همهء گروه ستم كاران را لعنت كنيد .
اللَّهمّ العنهم لعنا كبيرا . مردم خدا شما را بيامرزاد ! آمين بگوييد .
« اى معاويه بر آن چه گفتم يك حرف زياد و كم نخواهم كرد گر چه جانم روى اين كار برود .
« معاويه گفت در اين صورت ما هم از اجبار تو گذشتيم و ترا معاف داشتيم و از رفتن تو بر فراز منبر و لعن كردن صرف نظر كرديم » ابو جعفر اسكافى ( بنقل ابن ابى الحديد ) اين مضمون را گفته است :
« معاويه گروهى از صحابه و تابعان را وادار مىكرد كه اخبارى ناشايسته و ناروا در بارهء على وضع كنند و پاداش اين عمل ناستوده و ناجوانمردانه را مبلغى قابل توجه ( يا كارى مهم ) براى ايشان معين مىكرد ايشان هم به دلخواه او اخبارى كه موجب طعن