ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٤٩ - ١٠ - ايرانيان يمن كه فرمانروايي آنجا را ميداشته اند در زمان خود پيغمبر ( ص ) اسلامرا پذيرفته و از طرف پيغمبر ( ص ) بر جا مانده اند
جايى ديگر رخ نداده و نبايد هم رخ مىداد چه اين عمل بايد در مدينه ، كه موطن نزول وحى و مركز رسالت است ، و بدست خود پيغمبر ( ص ) ، اگر حيات مىداشت ، يا بدست جانشينان وى انجام يابد نه در محلَّى ديگر و بدست كسانى ناشناخته و ناشناس و ناآگاه از چگونگى نزول . بعلاوه در زمان عطاء قرآن عثمان به همه جا فرستاده شده بود و در همه جا موجود بوده و ديگر جمع آن را موضوعى موجود نبوده است .
راجع به نام پدر عطاء هم يقين نامى ايرانى و پارسى بوده كه تعريب شده و بدين صورت نامفهوم در آمده است .
بعد از اين كه مدتى پيش قسمت بالا نوشته شده بود كتاب طبقات « فقهاء اليمن » تأليف عمر بن على بن سمره جعدى ( كه به سال پانصد و هشتاد و شش - ٥٨٦ - تأليف شده ) به دستم آمد در آنجا چنين آورده شده :
« و منهم عطاء بن مركبود من ابناء فارس الَّذين وجّههم كسرى مع سيف بن ذى يزن : قال الشيخ ابو اسحاق : و كان آخر من جمع القرآن من فقهاء التابعين فى اليمن » كه به خوبى معلوم است همان گفتهء ابو اسحاق را ، كه در بالا آورده شد ، نقل كرده و اطلاعى زياده بر آن ، با اين كه خود اهل يمن بوده در بارهء عطاء نداشته است .