ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٩ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
هنگامى است كه بتوانى بر على غالب شوى و عراق را بدست آورى .
« عتبه ، برادر معاويه ، كه معاويه به راهنمائى او عمرو را از مصر خواسته بود به معاويه گفت : آيا خرسند نيستى كه عمرو را با دادن مصر به او بخرى ؟ .
« معاويه دستور داد كه آن شب عتبه در نزد وى بماند تا در اين باره انديشه كند و تصميم بگيرد .
« آن شب عتبه ماند و ، به طورى كه معاويه آوازش را بشنود ، با خود ابياتى را خواند كه از آن جمله است :
< شعر > اعط عمرا انّ عمرا تارك دينه اليوم الدنيا لم تحز اعطه مصرا و زده مثلها انّما مصر لمن عزّ فبزّ < / شعر > چون معاويه اين ابيات را بشنيد عمرو را بخواست و مصر را بوى واگذاشت .
« در قرار دادى كه ميان ايشان براى اقطاع مصر از طرف معاويه و عمرو تنظيم شد به دستور معاويه جملهء « على ان لا ينقض شرط طاعة » گنجانيده شد . عمرو چون نامه را از كاتب گرفته و جمله را ديد در آن نوشت « على ان لا تنقض طاعة ، شرطا » پس هر يك از ايشان با ديگرى فريب به كار برد و نيرنگ زد » باز ابن ابى الحديد اين مضمون را گفته است :
« ابو العباس محمد بن يزيد ، مبرّد [١] ، در كتاب « الكامل » قسمت بالا را آورده ليكن آن را تفسير نكرده است .
« تفسير و توضيح آن چنين است كه معاويه به كاتب خود دستور داده است كه بنويسد « مصر متعلق است به عمرو بدين شرط ، كه او شرط اطاعت را نشكند و نافرمانى
[١] « اللغوي النحوي الاديب ، كان فصيحا مفوها صاحب نوادر و ظرافة اخذ عن المازني ، له « الكامل » و المقتضب و « معانى القرآن » و « طبقات النحاة البصريين » و غيرها توفى ببغداد سنة ٢٨٥ ( رفه )