ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٩٠ - ٣٦ - انفاق استادان و مدرّسان بر شاگردان
< فهرس الموضوعات > ٣٧ - ربيعه چون رأس و قياسرا مستند افتاء قرار داده و در اين باره چيز نوشته بعنوان ربيعة الرّاى مشهور شده است < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٣٨ - مذاكره ربيعه و اعرابي درباره « بلاغت » و « عي » < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٣٩ - سخناني از ربيعه < / فهرس الموضوعات > داده است : « الإيجاز ، مع اصابة المعنى » ربيعه گفته است : عىّ و درماندگى در گفتار چيست ؟ پاسخ آورده است « ما أنت فيه ، مذ اليوم » آن چه تو امروز در آنى . ربيعه از اين پاسخ شرمنده گشته است .
و هم از كلمات او است بنقل صاحب « روضات » از تاريخ حمد الله مستوفى :
« خمسة اقوام اعزّ الخلائق ( يعنى اندر هم ) فى العالم وجودا : عالم زاهد ، فقيه صوفىّ غنيّ متواضع ، فقير شاكر ، شريف سنّىّ » صاحب روضات پس از نقل اين كلام چنين افاده كرده « مراد او از شريف ، طبق اصطلاح قديم سيّد علوى است . و شايسته چنان است كه بر آن پنج كه از ربيعه نقل شده اين پنج ديگر افزوده شود « سوقىّ متورّع و بدوىّ فقيه و جميل متعفّف و طمّاع عزيز و شاعر صادق » تا مجموع ، عشرهء كامله باشد .
ابن نديم در « الفهرست » چنين آورده است :
« . . و كان ربيعة بليغا خطيبا اذا اخذ فى الكلام وصله حتى يملّ و يضجر قيل : انه تكلَّم و عنده اعرابىّ فقال ربيعة : ما العيّ ؟ قال الاعرابى : ما أنت فيه منذ اليوم ! » و هم ابن نديم گفته است :
« و عن ابى حنيفة اخذ ( ربيعة ) و لكنّه تقدّمه فى الوفاة . و لا مصنّف له نعرفه . رحمه الله » ابن عبد ربّه در « العقد الفريد » ( جزء چهارم ) قصهء اعرابى را به اين مضمون آورده است :
« روزى ربيعه سخن مىگفت پس پر گفت و از پرگويى خود خوشش آمد .
اعرابى پهلوى او نشسته بود ربيعه به او رو كرد و گفت « ما تعدّون البلاغة عندكم يا اعرابىّ ؟ » اعرابى پاسخ داد « حذف فضول الكلام و ايجاز الصّواب » ربيعه پرسيد « فما تعدّوا العىّ ( درماندگى در سخن ) ؟ » گفت « ما كنت فيه منذ