ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٢٧ - ١٩ - رأي قتاده درباره ١٧١ رأى ١٨٧
الَّا وعاه قلبى » و هم به اسناد از معمر از قتاده كه قتاده هفت روز نزد سعيد بن مسيب اقامت كرده روز هشتم را سعيد بوى گفته است « ارتحل يا عمّى فقد اترفتنى [١] » مردى نزد ابن سيرين رفته و گفته است : در خواب كبوترى را ديدم كه مرواريدى را فرو برد و پس از آن آن را چنان كه بود برگرداند و به زمين افكند . ابن سيرين گفت :
آن ، قتاده است كه من از وى كسى را احفظ نديدهام .
روزى قتاده به سعيد بن مسيّب گفته است : قرآن را بگير و به من گوش كن آنگاه سورهء بقره را بى اين كه الف يا واو يا حرفى ديگر از آن اسقاط كند . . برخواند آنگاه گفت : همانا من صحيفهء جابر را از سورهء بقره بهتر حفظ دارم با اين كه جز يك بار آن را نديدهام .
قتاده با « رأى » موافق نبوده و آن را بدعت مىدانسته و شايد از اين رو عمرو بن عبيد را بد مىگفته . عاصم احول گفته است : با قتاده نشسته بودم سخن از عمرو بن عبيد به ميان آمد قتاده او را سخت بد گفت : من بوى گفتم : آيا چنين نمىبينم كه علماء بعضى در بارهء بعضى ديگر زشت و بد مىگويند ؟ گفت : اى احيول ( مردك احول ) آيا نمىدانى كه چون كسى بدعتى را بگذارد شايسته چنين است كه به بدى ياد شود تا از آن حذر به همرسد .
و هم ابو نعيم به اسناد از ابو عوانه از قتاده روايت كرده كه گفته است : « ما افتيت برأيى منذ ثلاثين سنة » .
قتاده در هر هفت شب يك بار قرآن را ختم مىكرده و چون ماه مبارك رمضان مىرسيده در هر سه شب يك ختم مىداشته و در دههء آخر آن ماه هر شب يك بار ختم قرآن مىكرده است .
[١] ابو اسحاق چنان كه در بالا از گفتهء او آورده شد در ترجمهء قتاده گفته است : « و كان اعمى ، اكمه » و اين عبارت را همچنين آورده است « ارتحل يا اعمى فقد اترفتنى » و همين درست است و ظاهرا كلمهء « عمى » منقول از ابو نعيم ، غلط .