ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٢ - ٣ - حفصه
- ٣ - حفصه سيّمين زنى را كه ابو نعيم نام برده حفصه دختر عمر زن پيغمبر ( ص ) است ليكن در بارهء او چيزى ننوشته جز اين موضوع كه پيغمبر ( ص ) او را اطلاق داده و پدرش عمر خطَّاب غمناك گشته و خاك بر سر ريخته و گفته است :
« ما يعبأ الله بعمر بعد هذا » .
چون خبر كلام عمر به پيغمبر ( ص ) رسيده بر عمر رحمت آورده پس از جانب خدا فرمان يافته كه حفصه را مورد عنايت « رجوع » قرار دهد و چنين شده است [١] .
موضوعى ديگر كه در بارهء حفصه ياد كرده مسألهء صحيفه است بدين مضمون كه زيد بن ثابت [٢] از پدر خود نقل كرده كه گفت : چون ابو بكر مرا به جمع قرآن مأمور ساخت آن را بر پاره هاى پوست و شانه ها ، و پوست شاخه هاى درخت خرما نوشتم و جمع كردم . هنگامى كه ابو بكر در گذشت عمر آنها را در يك صحيفه نوشت و نزد خود نگهداشت . چون عمر به هلاكت رسيد آن صحيفه نزد حفصه زن پيغمبر ( ص ) بود عثمان صحيفه را از او خواست و سوگند ياد كرد كه آن را به او باز پس خواهد داد .
[١] در الاستيعاب و الاصابه هم اين قسمت آورده شده و تاريخ ولادت و وفات و ازدواج حفصه با پيغمبر و كيفيت ازدواج و اختلافات در آنها آورده شده و به گفتهء صاحب « الاصابه » او از پيغمبر ( ص ) روايت كرده و گروهى مانند برادرش عبد اللَّه و جمعى از صحابه از وى روايت نمودهاند .
[٢] به گفتهء اين اثير در « الكامل » ( جزء ٣ - صفحه ٢٤٤ ) زيد بن ثابت كه كاتب ، وحى و جامع قرآن بوده زبان عربى و عبرى و فارسى و رومى و قبطى را مىدانسته است .