ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٤٥ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
فاختر الأرض المقدّسة فإنّ فيها الأبدال و قد اخترتكم فالعنوا . . » و فرداى آن روز مردم را جمع كرد و نامهاى را كه نوشته بود برايشان برخواند از جمله در آن نامه چنين بود :
« كتاب كتبه امير المؤمنين معاوية صاحب وحى الله الَّذى بعث محمّدا نبيّا و كان أمّيّا لا يقرأ و لا يكتب فاصطفى له من اهله وزيرا كاتبا أمينا [١] فكان الوحي ينزل على محمّد و انا اكتبه ، و هو لا يعلم ما اكتب ! فلم يكن بينى و بين الله احد من خلقه . . » معاويه پس از شهادت على ( ع ) ، در ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى و صلح با حسن بن على ( ع ) ( در ماه جمادى الاولى از سال چهل و يك ) بر اوضاع تسلَّط يافت و پس از اين كه حسن بن على ( ع ) در سال چهل و نه ، به دسيسه معاويه مسموم شد و شهادت يافت از همه جهت ميدان را براى اجراء مقاصد خويش خالى ديد به همين جهت از شهادت حسن بن على ( ع ) بسيار خوشوقت و مسرور شد به طورى كه وقتى آن را شنيد ابن عباس را كه آن هنگام در شام بود بخواست پس با خنده و شادمانى او را تسليت گفت و به او گفت :
« ابو محمد را چند سال بود ؟ ابن عباس پاسخ داد :
[١] ادعاء اصطفاء خدا معاويه را به وزارت و هم عدم وجود واسطه بين او و خدا را ، خدا داند ، كاتب وحى بودن او هم خلاف واقع و حقيقت است زيرا معاويه پس از اين كه قهرا اسلام را پذيرفته بيش از دو سه سال اخير زندگانى پيغمبر ( ص ) را ادراك نكرده است . ابن ابى الحديد در شرح خود ( جلد اول جزء اول ) چنين آورده است : « و اختلف فى كتابته ( يعنى معاوية ) كيف كانت فالذى عليه المحققون من اهل السيرة ان الوحي يكتبه على بن ابى طالب و زيد بن ثابت و زيد بن ارقم ، و ان حنظلة بن الربيع التيمى و معاوية بن ابى سفيان كانا يكتبان له إلى الملوك و إلى رؤساء القبائل و يكتبان حوائجه بين يديه و يكتبان ما يجيء من اموال الصدقات و ما يقسم فى اربابها » .