ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٩٧ - ٢٠ - طبقات أصحاب مذاهب ياد شده أصحاب أبو حنيفه ( ٧ طبقه ) ١ - از طبقه يكم قاضي أبو يوسف ، شيباني و زُفَر
به لقب « قاضى » در اسلام شناخته شده سليمان بن ربيعهء باهلى بوده است [١] خطيب قضايايى از ابتداء ورود ابو يوسف به كار تحصيل علم و مجالس تدريس و بحث و هم مجالس و مباحث علمى او آورده است كه برخى از آنها طرز تفقه و اجتهاد او را مىنماياند در اين اوراق هم مناسب است شمهاى از آن چه خطيب آورده ياد گردد :
در بارهء ابتداء ورود او به دانش آموزى به اسناد از خود او چنين آورده كه گفته است :
« پدرم ، ابراهيم ، هنگامى كه من كودكى در دامان مادر بودم مرد . مادرم مرا به قصّارى ( جامه شو ) سپرد تا او را خدمتگزار باشم . من آن كار را رها مىكردم و به حلقه درس ابو حنيفه مىرفتم و سخنان او را گوش مىدادم . مادرم از دنبال من مىآمد و مرا از آنجا مىگرفت و به نزد قصّار مىبرد . ابو حنيفه به اين كار توجّه داشت و حرص مرا بر فرا گرفتن علم مىديد . چون فرار من بسيار شد و مادرم بدين كار گرفتار گرديد ناچار با ابو حنيفه به عتاب بر آمد و گفت : اين كودك را جز از راه تو فسادى نيست . اين كودكى است يتيم و بىچيز كه من او را از ريسندگى خود نان مىدهم و آرزويم اينست كه بتواند دانگى بدست آورد و خود را به نانى برساند . ابو حنيفه مادرم را گفت : اى زن به زودى اين كودك از نتيجهء علم اندوزى فالوذج ( نوعى حلوا است ) با روغن پسته نصيبش مىگردد . پس مادرم باز گشت و ابو حنيفه را گفت : تو پيرى هستى كه خرف شدهاى و خردت از سر رفته است ! « آنگاه من ابو حنيفه را ملازم شدم و خداوند مرا از علم بهره مند ساخت و مقامى بلند يافتم به طورى كه متصدّى قضاء گشتم و با هارون بر خوان او مىنشستم و با وى غذا مىخوردم . روزى چنان افتاد كه براى هارون فالوده آوردند به من گفت : از اين بخور
[١] « القاضي ، هذه النسبة إلى القضاء بين الناس و الحكومة . و اول من عرف بهذا اللقب سلمان بن ربيعة الباهلى و هو اول قاض بالكوفة استقضاه عمر بن الخطاب و ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم القاضي صاحب ابى حنيفة و هو اول من سمى قاضى القضاة و به انتشر مذهب ابى حنيفة » ( اللباب )