ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٦٠ - ٧ - مذهب اسمعيلي در مصر
شهر ما سابقه نداشته و معروف نبوده است . از اين رو مهدى او را از كار قضاء بر كنار كرده است [١] .
پس از آن در مدّتى كه عبّاسيان بر مصر استيلاء مىداشتهاند مذهب حنفى در آنجا منتشر مىبوده ليكن كار قضاء به حنفى مذهب اختصاص و انحصار نداشته بلكه گاهى حنفيان و گاهى مالكيان و زمانى شافعيان آن را متصدّى مىبودهاند [٢] تا اين كه خلفاء فاطمى بر مصر استيلاء يافته و حكمروا گشتهاند پس مذهب اسماعيلى را در آنجا اظهار داشته و قاضيانى از خود به كار گماشتهاند و اين مذهب در آنجا نيرو يافته و به احكامش عمل مىشده است در عين حال اين مذهب در خصوص عبادات ، مذاهب اهل سنّت را از ميان نبرده زيرا خلفاء فاطمى مردم را در تعبّد و پيروى از هر مذهبى كه مردم خود مىخواسته آزاد مىگذاشتهاند .
در كتاب « صبح اعشى » چنين آمده است :
« خلفاء فاطمى با اهل سنّت و جماعت الفت مىداشتند و ايشان را در اظهار شعائر مختلف آن مذاهب ، آزاد مىگذاشتند و از اقامهء نماز « تراويح » در مساجد و جوامع ، مانع نمىشدند [٣] و مذاهب سه گانه : مالكى و شافعى و حنبلى در مملكت ايشان بر خلاف مذهب ابو حنيفه آشكارتر و رايجتر مىبود و خصوص مذهب مالك را رعايت مىكردند و احكام مورد سؤال را طبق آن مذهب پاسخ مىدادند » انتهى .
مىگوييم : بلكه وزير آنان ، ابو على احمد بن افضل بن امير الجيوش ، چون
[١] « از طبقات الحنفية » و « رفع الاصر » تأليف حافظ ابن حجر و « قضاة مصر » تأليف على بن عبد القادر طوخى ( مؤلف )
[٢] مقريزى ( مؤلف )
[٣] اتفاقا بعضى از خلفاء فاطمى نماز « تراويح » را منع كرده ، و يكى از آنان كسى را كه كتاب « موطأ » مالك نزدش بوده معاقب ساخته است . پس قلقشندى از جملهء بالا منظورش اين بوده كه بحسب غالب شيوه و روش خلفاء فاطمى چنان بوده كه گفته است نه بطور كلى ( مؤلف )